{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایی که باهاش بیدار میشدم بود...

صدایی که باهاش بیدار میشدم بود...
ولی قبلام عاشقش بودم





در کودکیم هر صبح با صدای کبوتر ها درحال خواندن آواز گرمایی که زیر کرسی حس میکردم و صدای دل نشین و گرمی بر میخیزدیم
آنقدری دل تنگ آن موقع هستم که قابل زبان آوردن نیست
کاش زمان همانجا متوقف میشد
دیدگاه ها (۵)

I can be myself with himPart⁴³+قول میدم زندش نزارم-مهم نیست....

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط