{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

~~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~

~~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~
part ¹⁷.
~~~~~~~~~~~~~~~
(ویو ا/ت)
بعد از حرفش به خودم اومدم دیدم قراره به طور رسمی زنش بشم
وایییی خیلی‌ خوشحال شدم ذوققققققققققققققققققققققققققققققققق
داشتم
ولی حرف اینکه قرار زنش بشم ناراحتم کرد
حالا هرچی
راستی جک (دوست پسر سابققققق ا/ت)
که بهم خیانت کرد.........
توی ذهنم اون شب تکرار شد و باعث شد اشکی از گوشه ی چشم
بیاد پایین
که کوک لب زد
کوک:ا/ت خوبی چیشده ناراحت شدی یا ناراضی
ا/ت:چی میگی خیلی خوشحال شدم فقط یاد یکی افتادم که.......
کوک:جک و میگی اره اون تقاس کارشون پس داده

چییییییی اونو از کجا میشناسه اه ه ه مافیا مافیا
خوبه اینکارو کرد خب روز تولدم نابودم کرد
ا/ت:ممنون کوک
کوک:خواهش میکنم عزیزم وقتی زن جئون باشی کسی حق نداره در موردت حرف بزنه
ا/ت:اوهوم
چشم خورد به عمارت رسیده بودیم کوک از ماشین پیاده شد و اومد سمتم و برآید استایل بغلم کرد
رفتم جلو در که......
ا............

ادامه دارد 💗
همینو تونستم بنویسم که نمونید تو خماریی
پس ببخشید
راستی کاور چطورعععغغغغغعع
دیدگاه ها (۸)

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

پارت. 27

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط