{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم از عصر ها بدم میومد.

بچه که بودم از عصر ها بدم میومد.
ناهارو که میخوردیم همه عادت داشتن میخوابیدن.
و من تنهاترین کودک جهان میشدم.
بدون همبازی،بدون تفریح، بدون دلخوشی، بدون هم صحبت،
میدونی،
الان عصره، خیلی عصره............
دیدگاه ها (۰)

♥🖤♥🖤♥🖤

🤣🤣🖤❤🖤❤🖤❤🖤❤🖤

خود خودشه 🖤♥🖤♥🖤♥🖤♥

♥🖤♥🖤♥🖤♥🖤♥🖤🥺😁😑🤦‍♀️

نام فیک:عشق مخفیPart: 14*سه سال بعد*(الان ات ۲۰ سالشه و جیمی...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 38 ...فلش بک ب...

#قمار_سرنوشت پارت⁹ویو ته با سر و صدا از خواب بلند شدم سرم خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط