P
P32
ساعت۱:۰۶ بامداده.
نور خونه ملایم بود.
فقط چراغ اباژور کنار مبل روشن بود و یه هاله گرما انداخته بود روی دیوار.
جیزل لم داده روی مبل.
موهاش ریخته بود روی شونههاش.
هیونجین تو اشپزخونه بود.
اسنک هارو میچید تو ظرف.
یخ مینداخت تو جاما.
همه روی میز گذاشت.
دخترک بغل کرد.
موهاش نوازش میکرد.
چند ساعت گذشت.
شیشه شراب خالی شده بود.لیوانا نصفه کاره روی میزبودن.
ظرف اسنک ها تموم شده بود.
هیونجین روی پاهای جیزل دراز کشیده.
دستای دخترک موهای هیونجین نوازش میکرد.
زیر لب.
هیونجین:ترکیدم
لبخند زدم.
جیزل:منم
باهم خندیدن.
هیونجین گیجه ولی چشمهای مستش روی صورت جیزله.
جیزل:نگاهت خاصه
خندید.
بغل مبل سیگارشو دراورد.
میکشید.
صدای زنگ گوشی به صدا دراومد.
چهیونگ:تبریک میگم خبری که امروز گذاشتی ترکوند
خندید.
چهیونگ:میگن سونگ هی بعد کلاب دیشب دیگه از خونه بیرون نیومده خودشو داره توی خونه زندانی میکنه
فقط گوش میداد.
بدون اینکه چیزی بگه.
بی صدا از چیزایی که شنیده لذت میبرد.
شرطا
لایک ۲۵
کامنت۱۵
ساعت۱:۰۶ بامداده.
نور خونه ملایم بود.
فقط چراغ اباژور کنار مبل روشن بود و یه هاله گرما انداخته بود روی دیوار.
جیزل لم داده روی مبل.
موهاش ریخته بود روی شونههاش.
هیونجین تو اشپزخونه بود.
اسنک هارو میچید تو ظرف.
یخ مینداخت تو جاما.
همه روی میز گذاشت.
دخترک بغل کرد.
موهاش نوازش میکرد.
چند ساعت گذشت.
شیشه شراب خالی شده بود.لیوانا نصفه کاره روی میزبودن.
ظرف اسنک ها تموم شده بود.
هیونجین روی پاهای جیزل دراز کشیده.
دستای دخترک موهای هیونجین نوازش میکرد.
زیر لب.
هیونجین:ترکیدم
لبخند زدم.
جیزل:منم
باهم خندیدن.
هیونجین گیجه ولی چشمهای مستش روی صورت جیزله.
جیزل:نگاهت خاصه
خندید.
بغل مبل سیگارشو دراورد.
میکشید.
صدای زنگ گوشی به صدا دراومد.
چهیونگ:تبریک میگم خبری که امروز گذاشتی ترکوند
خندید.
چهیونگ:میگن سونگ هی بعد کلاب دیشب دیگه از خونه بیرون نیومده خودشو داره توی خونه زندانی میکنه
فقط گوش میداد.
بدون اینکه چیزی بگه.
بی صدا از چیزایی که شنیده لذت میبرد.
شرطا
لایک ۲۵
کامنت۱۵
- ۱.۰k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط