#سه_و_سه_دقیقه
#سه_و_سه_دقیقه
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹
𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹(ادامه پارت)
ویو لیلی ___
سه ضربه...
پشت سر هم.
پهلو.
خون…
روی دیوار پاشید.
و باز…
ضربه.
قلب.
شکم.
تا وقتی که—
مرد… دیگه هیچ حرکتی نکرد.
سکوت.
قاتل دست کشید.
جسد افتاد.
و من—
خشکم زده بود.
"یعنی…"
"اون… منو دوست داره…؟"
"یا… حس مالکیت داره…؟"
سرمو تکون دادم.
"نه…"
"غیرممکنه…"
نگاهم افتاد به زمین.
فرو رفتم تو فکر—
تا اینکه—
یه چیزو فهمیدم.
اون… دیگه جلوی جسد نبود.
قلبم افتاد.
سریع اطرافمو نگاه کردم—
هیچجا نبود.
و بعد—
یه نفس…
پشت گردنم.
یخ زدم.
نه…
نه … نه… فقط اون نباشه…
نفسش… نزدیکتر شد.
کنار گوشم—
با همون صدایی که نمیخواستم بشنوم…
گفت:
"به قتل من نگاه میکردی… فسقلی…؟"
نفس کشیدن یادم رفت.
آروم برگشتم—
اونجا بود.
خیلی نزدیک.
صورتش خم شده بود سمت من.
ماسک…
ولی چشمهاش—
خمار.
آشنا.
بیش از حد آشنا.
خشکم زده بود.
لیلی: "پس تو… J هستی… نه؟"
نیشخند زدم.
دست راستشو آورد بالا.
خونی بود.
خون قربانی.
بعد…
به من زل زد.
یه قدم نزدیک شد.
من…
یه قدم عقب رفتم.
"این خونی که میبینی…"
صداش پایین اومد.
"به خاطر تو ریخته شد…"
نگاه تیزش قفل شد توی چشمهام.
"چون هیچوقت نمیذارم کسی… به چیزی که مال منه… حرف بزنه."
چشمهام برق زد.
لیلی: "مال تو؟"
پوزخند زدم.
"نه…"
"من مال هیچکس نیستم… حتی تو."
چند ثانیه سکوت.
و بعد—
لبهاش کش اومد.
"برای همین…"
"عاشقتم، لیلی…"
قلبم… یه لحظه ایستاد.
صداش—
آشنا بود.
خیلی آشنا.
لیلی: "تو کی هستی… J…؟"
سرشو کمی خم کرد.
"من؟"
یه قدم نزدیکتر شد.
"من کسیام که همیشه پیشتم…"
زمزمه کرد:
"ولی تو… هیچوقت منو ندیدی."
دندونهامو روی هم فشار دادم.
لیلی: "پس اگه همیشه پیشمی… پیدا کردنت سخت نیست…"
چشمهاش برق زد.
"خیلی باهوشی…"
مکث کرد.
"ولی…"
خم شد نزدیکتر.
"نه به اندازه من"
"همونطور که خودت گفتی…"
""یعنی اون از من حرفهایتره؟""
چشمهام بازتر شد.
لیلی: "غیرممکنه… تو چطور—"
یه حس سوزن…
روی گردنم.
نفسهام سنگین شد.
دیدم… تار شد.
"لعنتی…"
بدنم شل شد.
در حال افتادن بودم—
که یه دست…
دور کمرم پیچید.
آخرین چیزی که حس کردم—
صدای نفسش کنار گوشم بود.
و تاریکی.
ادامه دارد.....
گلیلیگلیییبییی
بمونید،تو خماریبببببیبی🤣
براتون پارت گذاشتمممممم...حمایت کنید و شرطا رو برسونید تا زود بزارم براتون...
شرط :
لایک : ۲۶ تا
نظر : ۱۰ تا
بازنشر : ۹ تا
دوستون دارم یه دنیا بایییبی
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹
𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹(ادامه پارت)
ویو لیلی ___
سه ضربه...
پشت سر هم.
پهلو.
خون…
روی دیوار پاشید.
و باز…
ضربه.
قلب.
شکم.
تا وقتی که—
مرد… دیگه هیچ حرکتی نکرد.
سکوت.
قاتل دست کشید.
جسد افتاد.
و من—
خشکم زده بود.
"یعنی…"
"اون… منو دوست داره…؟"
"یا… حس مالکیت داره…؟"
سرمو تکون دادم.
"نه…"
"غیرممکنه…"
نگاهم افتاد به زمین.
فرو رفتم تو فکر—
تا اینکه—
یه چیزو فهمیدم.
اون… دیگه جلوی جسد نبود.
قلبم افتاد.
سریع اطرافمو نگاه کردم—
هیچجا نبود.
و بعد—
یه نفس…
پشت گردنم.
یخ زدم.
نه…
نه … نه… فقط اون نباشه…
نفسش… نزدیکتر شد.
کنار گوشم—
با همون صدایی که نمیخواستم بشنوم…
گفت:
"به قتل من نگاه میکردی… فسقلی…؟"
نفس کشیدن یادم رفت.
آروم برگشتم—
اونجا بود.
خیلی نزدیک.
صورتش خم شده بود سمت من.
ماسک…
ولی چشمهاش—
خمار.
آشنا.
بیش از حد آشنا.
خشکم زده بود.
لیلی: "پس تو… J هستی… نه؟"
نیشخند زدم.
دست راستشو آورد بالا.
خونی بود.
خون قربانی.
بعد…
به من زل زد.
یه قدم نزدیک شد.
من…
یه قدم عقب رفتم.
"این خونی که میبینی…"
صداش پایین اومد.
"به خاطر تو ریخته شد…"
نگاه تیزش قفل شد توی چشمهام.
"چون هیچوقت نمیذارم کسی… به چیزی که مال منه… حرف بزنه."
چشمهام برق زد.
لیلی: "مال تو؟"
پوزخند زدم.
"نه…"
"من مال هیچکس نیستم… حتی تو."
چند ثانیه سکوت.
و بعد—
لبهاش کش اومد.
"برای همین…"
"عاشقتم، لیلی…"
قلبم… یه لحظه ایستاد.
صداش—
آشنا بود.
خیلی آشنا.
لیلی: "تو کی هستی… J…؟"
سرشو کمی خم کرد.
"من؟"
یه قدم نزدیکتر شد.
"من کسیام که همیشه پیشتم…"
زمزمه کرد:
"ولی تو… هیچوقت منو ندیدی."
دندونهامو روی هم فشار دادم.
لیلی: "پس اگه همیشه پیشمی… پیدا کردنت سخت نیست…"
چشمهاش برق زد.
"خیلی باهوشی…"
مکث کرد.
"ولی…"
خم شد نزدیکتر.
"نه به اندازه من"
"همونطور که خودت گفتی…"
""یعنی اون از من حرفهایتره؟""
چشمهام بازتر شد.
لیلی: "غیرممکنه… تو چطور—"
یه حس سوزن…
روی گردنم.
نفسهام سنگین شد.
دیدم… تار شد.
"لعنتی…"
بدنم شل شد.
در حال افتادن بودم—
که یه دست…
دور کمرم پیچید.
آخرین چیزی که حس کردم—
صدای نفسش کنار گوشم بود.
و تاریکی.
ادامه دارد.....
گلیلیگلیییبییی
بمونید،تو خماریبببببیبی🤣
براتون پارت گذاشتمممممم...حمایت کنید و شرطا رو برسونید تا زود بزارم براتون...
شرط :
لایک : ۲۶ تا
نظر : ۱۰ تا
بازنشر : ۹ تا
دوستون دارم یه دنیا بایییبی
- ۵۵۴
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط