شب تولدم
شب تولدم
پارت 56
فصل دوم
پارت 27
جونگ کوک: اینم خونه بریم بخوابیم
ات: من خوابم نمیاد میرم فیلم ببینم شما برین بخوابین
جونگ کوک: منم میام پس
ات: اوک
جونگ کوک: صبر کن یه کیسه اب گرم بیارم بزارم رو دلت
ات: جونگ کوک من دلم میخواد فردا بیام باهاتون
جونگ کوک: میای عزیزم خوب میشی قشنگم
ات: باشه
ویو ات: خودمو انداختم بغل جونگ کوک کیسه اب گرم رو گذاشت رو دلم و تا جایی که میتونست دلمو ماساژ داد همینجوری فیلم هم میدیدیم بعد از فیلم رفتیم داخل اتاق لباسامونو عوض کردیم و رو تخت داز کشیدیم یه بوسه روی لبش گذاشتم و با شب بخیری خوابیدم
صب ساعت 6
ات: ساعتتتت 6 شدددددددد پاشیددددد
تهیونگ: ات گفتیم 7
ات: صبحانه امادس میخوام همه سر سفره باشن
صبحانمون رو خوردیم و رفتیم که اماده بشیم
ات: جونگ کوک چون میدونم گرمه فقط دوتا دکمتو باز بزار
جونگ کوک: خوبه
ات: یکم سینه هات دیده میشه ولی خوبه بریم
جونگ کوک: تو چقدر جذاب شدی
ات: مرسی
تهیونگ: بریمم
ساعت 9
تهیونگ: خب یکم بشینیم همینجا اتیش کنیم
جونگ کوک: ذرت بگیریم درست کنیم خودمون
ات: ما میریم یکم اب بازی کنیم
جونگ کوک: برو قشنگم منم برم ذرت بخرم بیام
ویو کوک: رفتم مغازه 6 تا ذرت برداشتم
جونگ کوک: ببخشید فندکا کجاست
فروشنده: نداریم تموم شد
جونگ کوک: باشه مرسی
ذرتا رو حساب کردم و اومدم بیرون رفتم پیش تهیونگ و جیمین
جونگ کوک: فندک نداشت
جیمین برو ببین اونا ندارن
جونگ کوک:باشه برم از ات اجازه بگیرم اونا همشون دخترن
تهیونگ: برو
جونگ کوک: ات بیا
ات: جانم
جونگ کوک: مغازه فندک نداشت تهیونگ میگه برم از اونا بگیرم اجازه میدی برم
ات: تهیونگ چرا خودش نمیره
جونگ کوک: اونا رفتن چوب بگیرن از اون چوب فروشیه
ات: باشه برو
جونگ کوک: بوس بهت برو کلی منتظرته
100 تا کامنت شرطمونه 👑
پارت 56
فصل دوم
پارت 27
جونگ کوک: اینم خونه بریم بخوابیم
ات: من خوابم نمیاد میرم فیلم ببینم شما برین بخوابین
جونگ کوک: منم میام پس
ات: اوک
جونگ کوک: صبر کن یه کیسه اب گرم بیارم بزارم رو دلت
ات: جونگ کوک من دلم میخواد فردا بیام باهاتون
جونگ کوک: میای عزیزم خوب میشی قشنگم
ات: باشه
ویو ات: خودمو انداختم بغل جونگ کوک کیسه اب گرم رو گذاشت رو دلم و تا جایی که میتونست دلمو ماساژ داد همینجوری فیلم هم میدیدیم بعد از فیلم رفتیم داخل اتاق لباسامونو عوض کردیم و رو تخت داز کشیدیم یه بوسه روی لبش گذاشتم و با شب بخیری خوابیدم
صب ساعت 6
ات: ساعتتتت 6 شدددددددد پاشیددددد
تهیونگ: ات گفتیم 7
ات: صبحانه امادس میخوام همه سر سفره باشن
صبحانمون رو خوردیم و رفتیم که اماده بشیم
ات: جونگ کوک چون میدونم گرمه فقط دوتا دکمتو باز بزار
جونگ کوک: خوبه
ات: یکم سینه هات دیده میشه ولی خوبه بریم
جونگ کوک: تو چقدر جذاب شدی
ات: مرسی
تهیونگ: بریمم
ساعت 9
تهیونگ: خب یکم بشینیم همینجا اتیش کنیم
جونگ کوک: ذرت بگیریم درست کنیم خودمون
ات: ما میریم یکم اب بازی کنیم
جونگ کوک: برو قشنگم منم برم ذرت بخرم بیام
ویو کوک: رفتم مغازه 6 تا ذرت برداشتم
جونگ کوک: ببخشید فندکا کجاست
فروشنده: نداریم تموم شد
جونگ کوک: باشه مرسی
ذرتا رو حساب کردم و اومدم بیرون رفتم پیش تهیونگ و جیمین
جونگ کوک: فندک نداشت
جیمین برو ببین اونا ندارن
جونگ کوک:باشه برم از ات اجازه بگیرم اونا همشون دخترن
تهیونگ: برو
جونگ کوک: ات بیا
ات: جانم
جونگ کوک: مغازه فندک نداشت تهیونگ میگه برم از اونا بگیرم اجازه میدی برم
ات: تهیونگ چرا خودش نمیره
جونگ کوک: اونا رفتن چوب بگیرن از اون چوب فروشیه
ات: باشه برو
جونگ کوک: بوس بهت برو کلی منتظرته
100 تا کامنت شرطمونه 👑
- ۵۶۴
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط