{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصر امروز با او حرف زدم و صدایش را شنیدم

عصر امروز، با او حرف زدم و صدایش را شنیدم.
به حرف‌هایش فکر نمی‌کردم، فقط گاهی که سکوت می‌کرد، یکی دو کلام می‌پراندم و او از کلام‌های پرنده‌ی من، سرنخی برای بیان غم‌های ریز و درشتش پیدا می‌کرد.
اواسط مکالمه‌مان اسمم را صدا زد و پرسید:
«در این چند روز، چندبار دل‌‌تنگِ من شده‌‌ای؟»
بلافاصله جواب دادم:
«هنوز تصوری از دل‌تنگی ندارم؛ یعنی به یادِ کسی‌افتادن؟!»
با کمی مکث لب زد:
«یعنی احساسِ نیازِ ضروری به کسی یا چیزی.»
یک سکوت طولانی واجد شرایط‌ شد، انگار که تلفن قطع شده باشد.
برای دروغ‌گفتن احساسِ پیری می‌کردم.
بنا بر این، با حقیقتِ آمیخته به تردید گفتم:
«یک بار؛ یک‌ بار پیش آمده که احساس نیازِ ضروری به حضورت داشته باشم. اما اگر معنای دل‌تنگی به‌ یاد‌ کسی‌‌افتادن باشد، به ازای قطرهای دایره دل‌تنگت شده‌ام.»
فقط تک‌خنده کرد و بعد، اواخر مکالمه گفت:
«امید دارم که یک روز دوباره تو را در آغوش بگیرم.»
به او نگفتم که عنوانِ مکالمه‌‌مان را گذاشته‌ام
امیدِ بعید.

_منتخب‌شد🌿
•••
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۶۲)

می‌دونید! یه جایی هم هست که دیگه هیچی دوای دردت نیست! حتی دو...

"خودت رو دوست داری؟"این اولین سوالی بود که ازم پرسیدبهش نگاه...

من تو رو فراموش نکردم، تو هم منو فراموش نکردی. ما فقط وانمود...

دیروز گریستم،برای تمامی روزهایی که گرفتار، خسته و یا عصبانی ...

-------------------------------------------------☆THE LIGHT ...

پست شماره ۲ | در خلوت و نیاز✨ اگر غرقِ رازی، بگو «یا علی»۲۳)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط