{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐
𝐒𝐧𝐢𝐩𝐞𝐫


هیچ زنی هیچ رابط.ه ای هیچ مسکن و سیگاری نمیتونست اندازه ی این نفس های آروم ، منو آروم کنه....

من تو تاریک ترین قسمت اتاقش نشسته بودم

یک لحظه دیدم چشماش باز شد و بعد بسته شد...

نه این امکان نداشت شاید اشتباه دیدم به ریتم نفس کشیدنش گوش دادم بیدار بود؟

نگاهی به لیوان دمنوشی که روی پاتختیش بود و هفته ای چند شب خدمتکار برای خواب عمیقش همراه با دوز پایین خواب اور بهش میداد انداختم

ولی لیوان خالی بود
یعنی دمنوش رو خورده بود
پس چطور ممکن بود بیدار باشه؟

اتاق تاریک بود ولی حاضر بودم قسم بخورم چشمای بازش رو زیر نور کم سوی ماه دیدم

لعنتی نمیخواستم بترسونمش

حرفم واقعا مسخره اس قطعا یه غریبه ای رو وسط اتاقش ریلکس کرده ببینه میترسه

نمیدونستم الان باید چیکار کنم هر لحضه ممکن بود جیغ بزنه

و من برای اولین بار تو زندگیم مستاصل شده بودم

البته جیغ میزد هم برام مهم نبود

پدرمادرش زیر دستم بودن..

نظرتون چیه؟
دیدگاه ها (۴)

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝐒𝐧𝐢𝐩𝐞𝐫دم در منتظر ایستاده بودم تا مثل همیشه در به روم ب...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ م𑂳ں د...

سال های ماندن پارت دو ویو دازای از روی کرم ریزی و اذیت کردنش...

P12 که یهو.......نگاه های سنگینی رو روی خودم احساس کردم دور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط