{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میبینی

می‌بینی

ترسِ نبودنت چه به روزم آورده است؟

و وحشت گم کردن دستی گرم

چگونه تا مغز استخوانم نفوذ کرده است؟

دیگر چگونه بگویم چقدر دلتنگ تو اَم؟

وقتی دندان‌هایم از ترس یا سرما

ـ چه فرق می‌کند اصلاً؟ ـ

واژه‌هایم را تکه تکه می‌کنند

و ناچارم

بریده بریده

د و س ت ت د ا ش ت ه ب ا ش م
/////////////////////////////
دلم تا برایت تنگ می‌شود

نه شعر می‌خوانم

نه ترانه گوش می‌دهم

نه حرفهایمان را تکرار می‌کنم

دلم تا برایت تنگ می‌شود

می‌نشینم

اسمت را

می‌نویسم

می‌نویسم

می‌نویسم

بعد می‌گویم

این همه او

پس دلتنگی چرا؟

دلم تا برایت تنگ می‌شود

میمِ مالکیت به آخرِ اسمت اضافه می‌کنم

و باز عاشقت می‌شوم
//////////////////////////////
حرمت نان و نمکى که با هم خوردیم
نان را تو ببر
که راهت بلند است
و طاقتت کوتاه
نمک را بگذار برای من
می خواهم
این زخم
تا همیشه تازه بماند
#مخاطب_خاص
مخاطب خاص
دیدگاه ها (۰)

امشب ستارگان را خوابانده امنفس ها را قطع کرده امتمام ساعت ها...

دلتنگملبخند دروغکی چرا؟خوب نیستممثل قرصی که نیمه شب، بدون آب...

غرق دردیم، ولی می خندیمخنده ای زهرآلود، بدتر از ناله شبعمق ش...

خوب بودن زیاد سخت نیست؛کافی ست مهربانی کنیزبانت که نیش نداشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط