Which one
Which one
part5
صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم
اجوما. دخترم دخترممم بیدار شو
چشمام رو باز کردم و سرم رو کمی بالا آوردم به اجوما نگاهی انداختم و دوباره سرم رو گذاشتم رو بالشت
اجوما. دخترم وسایلت رو جمع کردی نیک میخاد ببرتشون
با صدای خوابآلود گفتم
ن. آره همونجاس
بعدش که اجوما رفت چشمام رو مالیدم و بلند شدم رفتم دستشویی کارم رو کردم موهام رو دم اسبی بستم و یه جاگر و یه کراپ پوشیدم رفتم پایین و اول صبحونم بود که
نیک. خانم باید بریم
ن. باشه صبر کن بخورم
بعدش دوتا لقمه سریع خوردم و گوشیمو برداشتم با نیک رفتیم سمت ماشین مثل اینکه اون زودتر چمدون هامو برده بود سوار صندلی عقب شدیم و راه افتادیم
یه کوچولو دور بود از امارت بابا بزرگ ولی خب زیاد هم نبود
اونجا هم یه امارت خیلی قشنگ بود ولی وایب امارت بابابزرگ نمیداد خیلی سرد بیروح بود نمیدونم شاید حال نمیکردن
رفتم داخل و اول که وارد شدم کسی رو ندیدم نیک تا دم اتاقم همراهیم کرد ولی یکی از اتاق های مهمون بود چمدون هامو گذاشت اونجا گفتم
ن. اینجا اتاق منهههه؟
نیک. نه خانم اینجا اتاق مهمونه از اونجایی که هیچکس سلیقه شما رو نمیدونست رئیس گفتن چند روزی اینجا تو طبقه اول بمونید و یک اتاق دیگه که خالیه طبقه دوم اون رو با سلیقه خودتون بچینید
ن. آها که اینطور ممنون
نیک . خواهش میکنم کار دیگه ای با من نداشتید
ن. نه
نیک. آها راستی چیز هایی که واسه اتاقتون میآید رو به من اسمس بدید تا من براتون تهیه کنم
ن. باش
یه تعظیم کوتاهی کرد و رفت
منم خودم رو پرت کردم رو تخت
یه اه بلندی کشیدم یعنی چی واقعا
یعنی العان من مافیام مننننننننننننننننن
هعییییییی بلند شدم و رفتم تو امارت یه قدمی بزنم خدمتکار ها مشغول کارشون بودن
بعد از فضولی کردن تو طبقه اول رفتم طبقه بالا اونجا هم چند تا اتاق بود که نمیدونستم کدومش برا منه خاستم در اتاق ها رو باز کنم که یکنفر مچ دستم رو گرفت
ای. میتونم بپرسم چیکار میکنی
ن. شما
ای. من خدمتکار اینجام ایشا و شما
ن. آه من نیلا هستم
وقتی اسمم رو گفتم دستم رو ول کرد و تعظیم کرد
ایشا . ببخشید فکر کردم مزاحمین معذرت میخام بانو
لبخندی زدم گفتم
ن. اشکالی نداره میتونی کمکم کنی کدوم از این اتاق ها مال منه اصلا این اتاق ها این کین
ای. خب اتاق شما اون یکی هستش که خالیه فعلا و بقیه اتاق ها هم مال پسراس
ن. اووو خب العان خودشون کجان
ای . شرکت رئیس فکر میکنم
ن. آها
رفتم و در اتاقم باز کردم اتاق بزرگ خوبی بود داشتم فکر میکردم که چه دکوری بهش بدم که
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
شرطا
۲۵ لایک
۲۵ کامنت
۱۵ بازنشر
حمایت کنید قشنگام
part5
صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم
اجوما. دخترم دخترممم بیدار شو
چشمام رو باز کردم و سرم رو کمی بالا آوردم به اجوما نگاهی انداختم و دوباره سرم رو گذاشتم رو بالشت
اجوما. دخترم وسایلت رو جمع کردی نیک میخاد ببرتشون
با صدای خوابآلود گفتم
ن. آره همونجاس
بعدش که اجوما رفت چشمام رو مالیدم و بلند شدم رفتم دستشویی کارم رو کردم موهام رو دم اسبی بستم و یه جاگر و یه کراپ پوشیدم رفتم پایین و اول صبحونم بود که
نیک. خانم باید بریم
ن. باشه صبر کن بخورم
بعدش دوتا لقمه سریع خوردم و گوشیمو برداشتم با نیک رفتیم سمت ماشین مثل اینکه اون زودتر چمدون هامو برده بود سوار صندلی عقب شدیم و راه افتادیم
یه کوچولو دور بود از امارت بابا بزرگ ولی خب زیاد هم نبود
اونجا هم یه امارت خیلی قشنگ بود ولی وایب امارت بابابزرگ نمیداد خیلی سرد بیروح بود نمیدونم شاید حال نمیکردن
رفتم داخل و اول که وارد شدم کسی رو ندیدم نیک تا دم اتاقم همراهیم کرد ولی یکی از اتاق های مهمون بود چمدون هامو گذاشت اونجا گفتم
ن. اینجا اتاق منهههه؟
نیک. نه خانم اینجا اتاق مهمونه از اونجایی که هیچکس سلیقه شما رو نمیدونست رئیس گفتن چند روزی اینجا تو طبقه اول بمونید و یک اتاق دیگه که خالیه طبقه دوم اون رو با سلیقه خودتون بچینید
ن. آها که اینطور ممنون
نیک . خواهش میکنم کار دیگه ای با من نداشتید
ن. نه
نیک. آها راستی چیز هایی که واسه اتاقتون میآید رو به من اسمس بدید تا من براتون تهیه کنم
ن. باش
یه تعظیم کوتاهی کرد و رفت
منم خودم رو پرت کردم رو تخت
یه اه بلندی کشیدم یعنی چی واقعا
یعنی العان من مافیام مننننننننننننننننن
هعییییییی بلند شدم و رفتم تو امارت یه قدمی بزنم خدمتکار ها مشغول کارشون بودن
بعد از فضولی کردن تو طبقه اول رفتم طبقه بالا اونجا هم چند تا اتاق بود که نمیدونستم کدومش برا منه خاستم در اتاق ها رو باز کنم که یکنفر مچ دستم رو گرفت
ای. میتونم بپرسم چیکار میکنی
ن. شما
ای. من خدمتکار اینجام ایشا و شما
ن. آه من نیلا هستم
وقتی اسمم رو گفتم دستم رو ول کرد و تعظیم کرد
ایشا . ببخشید فکر کردم مزاحمین معذرت میخام بانو
لبخندی زدم گفتم
ن. اشکالی نداره میتونی کمکم کنی کدوم از این اتاق ها مال منه اصلا این اتاق ها این کین
ای. خب اتاق شما اون یکی هستش که خالیه فعلا و بقیه اتاق ها هم مال پسراس
ن. اووو خب العان خودشون کجان
ای . شرکت رئیس فکر میکنم
ن. آها
رفتم و در اتاقم باز کردم اتاق بزرگ خوبی بود داشتم فکر میکردم که چه دکوری بهش بدم که
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
شرطا
۲۵ لایک
۲۵ کامنت
۱۵ بازنشر
حمایت کنید قشنگام
- ۲۹۱
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط