{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر میکردم بعد سه هفته تلاش کردن حداقل یه تشویقی از سمت خ

فکر میکردم بعد سه هفته تلاش کردن حداقل یه تشویقی از سمت خانواده عایدم میشه، اما فقط سرزنششون برای اینکه یه روز خواستم استراحت کنم گیرم اومد...
هیچکس براش مهم نیست چقدر دارم زجر میکشم..
هر چقدر میگردم کسیو پیدا نمیکنم باهاش حرف بزنم،حتی اگه پیدا کنم اون احساسات کماقت بارم رو نمیتونم به زبون بیارم توی تنهایی مطلقم.. تاریکه تاریک.
هیچکس دنبالم نمیگرده چون من داخل تونلیم که تاریکه اما از بیرون روش پره گل و سبزس..
همه به خاطر رفتارم فکر میکنن که چقدر بی دغدغه و خندانم..
اما من مصداق بارز اون تونل هستم..:)
دیدگاه ها (۱۴)

دیگه خسته شدم.. فکر میکنم اگه سلبریتی بودم، پر هیت ترین سلبر...

حوصله بحث با کسی ندارم، نمیخوام دهن به دهن کسی بزارم.. شماهم...

بعضی وقت‌ها، مدت طولانی به یک جا خیره میشم.. فکر میکنم که چر...

فصل ۲ پارت ۴

𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉part 5ویو ...

فصل دوم قسمت نهم ستاره منجیکوب : چجوری باید اون دختر رو پید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط