{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامهp

ادامهp10
در شیشه‌ای مرکز مراقبت پوستی آروم پشت سر جی‌یون بسته میشه.
عطر ملایم لوسیون‌ها هنوز روی پوستش نشسته.
همون جایی که چه‌رین همیشه با ذوق از دستگاه‌های جدید حرف می‌زد.
«مامان این دستگاه لیفتش عالیه، تو هم باید امتحان کنی.»
جی‌یون یک لحظه می‌ایسته روی پله‌ها، اونجا هم نبود، باد سردی از بین ساختمان‌ها رد میشه.گوشیش توی دستشه.زنگ می‌خوره.
اسم روی صفحه: «کیم نامجون»دلش بی‌دلیل فرو می‌ریزه.نه چون می‌دونه چه خبره.چون چند ساعته مغزش بی‌وقفه داره بدترین سناریوها رو می‌سازه.
جواب می‌ده.اون‌طرف خط، صدای نفس کشیدن نامجون میاد قبل از اینکه حرف بزنه.
نامجون: پیداش کردیم…(مکث)تو محله …… تو ویلای ……
صدای ماشین‌هایی که از خیابون رد میشن ناگهان خیلی دور به نظر میاد.انگار دنیا رفته زیر آب.
جی‌یون چیزی نمی‌گه.حتی «باشه» هم نه.
تماس رو قطع می‌کنه.
چند ثانیه فقط به صفحه خاموش گوشی خیره میشه.
بعد آدرس رو برای تهیونگ می‌فرسته.
می‌ره سمت ماشین.در رو محکم می‌بنده.
دست‌هاش روی فرمون می‌لرزن؟نه.فقط سفید شدن از فشار.
پدال گاز رو تا ته فشار می‌ده.
از زبان راوی:
بعضی روزها از همون اول صبح فرق دارن.
نه آسمون تیره‌تره، نه هوا سنگین‌تر.
همه‌چیز مثل همیشه‌ست.
آدم‌ها از کنار هم رد می‌شن، قهوه می‌خرن، تلفن جواب می‌دن، درها باز و بسته می‌شن.
دنیا کار خودش رو می‌کنه.
اما زیر همین عادی بودن،
چیزی آروم در حال جابه‌جا شدنه.
یه ترک خیلی باریک،
نامرئی،
که از جایی شروع میشه که هیچ‌کس نگاه نمی‌کنه.
اون روز هم همین‌طور بود.
هیچ‌کس نمی‌تونست با چشم غیرمسلح ببینه که تعادل بعضی زندگی‌ها داره میلی‌متری به سمت سقوط میره.
نه صدایی بود، نه هشداری.
فقط چند نفس عمیق،
چند ثانیه مکث پشت یک تماس تلفنی،
چند قدمی که کمی سنگین‌تر از همیشه برداشته شد.
گاهی فاجعه با فریاد نمیاد.
با سکوت میاد.
با آرامشی که زیادی منظم به نظر می‌رسه.
با لحظه‌ای که آدم هنوز نمی‌دونه آخرین لحظه‌ی قبل از «بعدش» رو داره زندگی می‌کنه.
و عجیب‌ترین بخشش اینه...
دنیا حتی یک ثانیه هم برای درد کسی متوقف نمی‌شه.
خورشید همان‌طور می‌تابه.
چراغ راهنمایی سبز می‌شه.
مردم می‌خندن.
فقط در جایی نامعلوم،
در دل یک نفر،
چیزی آرام و بی‌صدا فرو می‌ریزه.
و وقتی چیزی این‌طور فرو می‌ریزه،
صداش بیرون نمیاد.
اما موجش…
دیر یا زود…
به همه‌چیز می‌رسه......
دیدگاه ها (۱)

P11جی‌یون جلوی ویلا ترمز می‌کنه.ماشین کامل نمی‌ایسته، یه ذره...

P10ساعت ۸ صبح.خونه هنوز بوی سکوت میده. اون سکوت گرون و تمیزی...

P9فردا اون روز، ساعت ۱۱ شبه.اتاق جی‌یون ساکته.نور چراغ مطالع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط