{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرددیوونهمن

#مرد_دیوونه_من
Part : 3

مرد بوسـ/ـشون رو آغاز می‌کنه
ازش جدا میشه و کراواتش رو شل می‌کنه و پالتوش رو در میاره
آروم به سمت گردن پسر هجوم می‌بره و .....


پسر با چشمای اشکی لباسشو میپوشه و دستشو روی کبودی گردنش می‌زاره و از اتاق میزنه بیرون

به هرحال پولشو گرفته بود و میتونست تا دو ماه خرج خودشو خواهرش کنه

[ ویو فردا ]

...تهیونگ ...
امروز دوباره به همون کافه رفتم ، اه لعنتی اون گارسون دیروز خیلی خوب بود
منتظر همون گارسونه بودم که دیدم یک پسر جوون دیگه سمتم اومد

+ سفارشتون قربان

- اون گارسون دیروز کجاست؟ تابه حال اینجا ندیدمت

پسر تعظیمی می‌کنه و سرشو پایین میندازه

+ معذرت می‌خوام قربان ، اما من تازه واردم و هیچکی رو نمی‌شناسم

- خیلی خب! ، امریکانو می‌خوام

پسر سفارش مرد و می‌نویسه و می‌ره که صاحب مغازه سریع به کوک میزنه

& سریع باش پسر اون مشتری خاصه

صاحب کافه نزدیک میز میشه و با دیدن کیم لبخندی میزنه

& اوه مشتری خاصمون کیم!

تهیونگ یک نگاه سردی بهش میندازه

- گارسون دیروز کجاست؟

& آه لعنتی ، اون دیروز استفا داد! اما جسارتمو ببخشید ارباب ، شنیدم که دیروز خوب ازتون استقبال کرده؟

تهیونگ یک نگاه سردی بهش میندازه

- همینطوره ، امیدوارم دوباره پاشو بزاره اینجا
دیدگاه ها (۷)

#مرد_دیوونه_منPart 4گارسون با سفارش به سمت میز می‌ره و سفارش...

#مرد_دیوونه_منPart 5کوک بعد از حموم لباساشو پوشید و به طبقه ...

#مرد_دیوونه_منPart : 2^ اینجا منتظر بمونید تا مهمون های ویژم...

#مرد_دیوونه_منPart : 1هوا بارونی بود ، مرد بعد از کشیدن آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط