{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرددیوونهمن

#مرد_دیوونه_من
Part : 1

هوا بارونی بود ، مرد بعد از کشیدن آخرین دود از سیگارش اونو ته ماشین میندازه و با پاش له می‌کنه

در ماشین و باز می‌کنه و موقع پیاده شدن رو به بادیگارد می‌کنه

- منتظرم بمونید میام ( سرد )

و بعد وارد کافه میشه و میشینه روی یکی از صندلی هایی که نزدیک شیشه بود

پسر جوونی که احتمالا گارسون بود با منوی توی دستش سمت میز میشه

^ آقا سفارشتون؟

مرد نگاهشو از بیرون میگیره و از سر تا پا به پسر نگاه می‌کنه ، با سردی جواب میده

- رئیست کجاست؟

^ر...راستش امروز نیومده ، شما آقای کیم هستید؟

مرد با شنیدن فامیلیش سرشو تکون داد

- خودمم

^ رییس گفتن که وقتی اومدید ازتون به خوبی استقبال شه ، پشت سر من راه بیوفتید و بیاید به اتاق ویژه

و بعد پسر به سمت اتاق ویژه می‌ره و مرد بلند میشه و دستشو توی جیب کتش فرو می‌بره
دیدگاه ها (۹)

#مرد_دیوونه_منPart : 2^ اینجا منتظر بمونید تا مهمون های ویژم...

#مرد_دیوونه_منPart : 3مرد بوسـ/ـشون رو آغاز می‌کنه ازش جدا م...

حالتون چطوره🥀🌫 من که خوب نیستم زیاد راستی کلاس آنلاین ها رو...

دقیقا شما چی....

#مرد_دیوونه_منPart 4گارسون با سفارش به سمت میز می‌ره و سفارش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط