{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مردم من غریبستانی ام

ای مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پروازهاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب

نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم

در دل آینه جایی باز کنم .
دیدگاه ها (۱)

تو زندگی هممون یه زخم‌هایی هستکه اومدن از ما آدم بهتری بسازن...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ¹زمان : حال ۱۷ آوریل ۲۰۲۶کیم تهیونگ :توی بالک...

P/1 (Rose)با نهایت سرعت قدم بر می داشت که ناگهان نزدیک بود ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط