{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مردم من غریبستانی ام

ای مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پروازهاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب

نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم

در دل آینه جایی باز کنم .
دیدگاه ها (۱)

تو زندگی هممون یه زخم‌هایی هستکه اومدن از ما آدم بهتری بسازن...

#اخرین_پیچ#پارت_31 بازی عوض می‌شود: خیابان‌های خیس بوسان «فر...

امن ترین خطرپارت ۱۵«لحظه‌ای قبل از سقوط» هوای زیرزمین سنگین ...

ماه و شبحپارت پنجم | رقص زیر نقابصبح روز بعد...سلین هنوز مشغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط