Part 31:
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
ویو ات:
تهیونگ داشت دستش رو میشست منم شلوارم پوشیدم....راستش نمیدونم چرا بخاطر ش شلوارم رو در آوردم و خجالت نکشیدم حتی الان هم حس خجالتی یا معذبی ندارم.چرااااا؟
+تهیونگ!
_بله؟
+میشه اگه رفتیم با اون دختره حرف نزنی؟
_چرا؟نترس دعوا نمیکنم!
+نه نه موضوع اون نیست!
_هوم؟پس چی؟
+خب....
_ای خداااااااا!چرا درست حرف نمیزنی؟
+خب اون جندس و پیکمیه اگه نزدیکش بشی اون بیشتر بهت اویزون میشه و به من پز میده...
_1.تو پریدی بغل سوهو.
2.با من قهری.
3.ازدواج نکردیم.
4.نسبتی با هم نداریم.
5.و اگه ازدواج کرده بودیم اجباری بود.
دلم شکست....
+درسته.....(غمگیننننن)
+من میرم پیش بچه ها ببخشید حرف چرتی زدم.امااااا حرفات رو یادم میمونه چون این قانونا برای منم ازاده!
_(نیشخند به نشانه ی گوه خوردی)
ویو ته:
اون رفت منم پشتش.....
®کجا بودید؟
♡مشکوک شدم....
#بالاخره زن و شوهرن!
∆×اجباریهههههههه!(پسر عمو و داداشش غیرتی شدننننننن)
_+کافیه!
&بریم؟
®∆×#_+♡کجا؟
&وا بازی دیگه.
#مگه تو هم میای؟
&ارههههه بریممممم.
♡+ایششششش.
_#®∆×(خنده)
_تو چرا میخندی؟(روبه سوهو)
#اجباریه!
_جرت میدمااااااااا!
#خخخخخ.
+لیکسیییی من میخوام سوار این شممممممم!
×باشه بیا ما بریم.
+اوهومممممم.(ذوق)
با فلیکس رفت منم فقط نگاشون میکردم...ظاهرا از بچگی با هم بودن....
تو فکر بودم که....
&اوپ....نه نه اشتباس فکر کنم ددی درسته!
_هوی چی میگی؟به همه ی مردا میچسبی؟من فکر کردم حداقل به مردای متاهل رحم میکنی!
&ایشششششش!
_مودی یک کیلو شیرینی بگیر با خودت اشتی کن!
&هه؛من خودم شیرینیم!نمی بینی این همه مگس دورمــه!
_اولن مگسی پر نمیزنه،دومن اون چیزی که دورش مگسه شیرینی نیست یچی دیگس.
&چ....چییییی؟
&اصلا ازدواج شما اجباریه تازه با هم ازدواجم نکردین!
ویو ات:
با فلیکس داشتیم بازی میکردیم که حالم بد شد...به دو دلیل....
1.چرخیدن زیاد.
2.دیدن لاس زدن هانا با تهیونگ یا صحبت شون با هم؛چون ظاهرا تهیونگ به حرفش عمل کرد و کار خودش رو کرد!
+فلیکس.(بی حال)
×بل....ات!خوبی؟(نگران)
+نه حالم بده.(بی حال)
×تهیونگــــــــــــــــــــــــــ.
_هان؟
×ات حالش بده بیا بغلش کن تعادل نداره!
ویو ته:
با اینکه خیلی بغلش کردم اما مشکلی نبود پس...
_اوکی.
داشتم میرفتم که...
&چی؟اتِ جنده چقدر لوسه....
با شنیدن حرفش کفرییییی شدم!
_چه گوهی خوردی؟(عصبی)
&گفتم....
(شاپ😂)تهیونگ زد در گوشه هانا....
&اخ.(با درد)
_دیگه به اموال های من کصشر نگو!(داد و عصبی)
&هه اموال ت....
_خفه شو!همین الان هری از اینجا!(داد و عصبی)
هانای عوضی با گریه رفت!
♡+×®∆#چیشده؟
_هیچی جنده خانم گوه زیادی خورد منم زدم در گوشش!
∆چرا؟
_جنده به ات گفت جنده و لوس!
∆چی حرومزاده(داشت میرفتم دنبالش)
×_هوی هوی تابلو!
∆چرااااا؟
_اینجوری ات نمیگه چرا روش غیرتی شدی با اینکه یه بار دیدیش؟
×وایسا ببینم...
_اره اره پشت تلفن ات رو اسگل کرده بود تا لو نره!
×عررررر.
♡هی شما!
®من؟(جدی)
♡نه نه(ترس)
♡شوهر خواهرررررر.
_بله؟
♡ات داره غش میک....
_هوی سوهو دست به ات نزنااااا!
#اجبار....
_خفه!
#هرررر هررررر!
+تهیونگ حالم بده....
_باشه باشه اومدم....فلیکس حواست به لینو باشه بگا نریم(جدی)!
رفتم و یک دستم رو زیر پاش و زیر کمرش گذاشتم اونم از شدت بی حالی دستش رو دور گردنم حلقه کرد و سرش رو بهم تکیه داد....
®ما میریم بازی.
♡×®∆#اره!
_اوکی برید.
+تهیونگ!ببخشید اذیت شدی و نتونستی بازی کن...
_من بازی نمیکنم،اشکال نداره.
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
ویو ات:
تهیونگ داشت دستش رو میشست منم شلوارم پوشیدم....راستش نمیدونم چرا بخاطر ش شلوارم رو در آوردم و خجالت نکشیدم حتی الان هم حس خجالتی یا معذبی ندارم.چرااااا؟
+تهیونگ!
_بله؟
+میشه اگه رفتیم با اون دختره حرف نزنی؟
_چرا؟نترس دعوا نمیکنم!
+نه نه موضوع اون نیست!
_هوم؟پس چی؟
+خب....
_ای خداااااااا!چرا درست حرف نمیزنی؟
+خب اون جندس و پیکمیه اگه نزدیکش بشی اون بیشتر بهت اویزون میشه و به من پز میده...
_1.تو پریدی بغل سوهو.
2.با من قهری.
3.ازدواج نکردیم.
4.نسبتی با هم نداریم.
5.و اگه ازدواج کرده بودیم اجباری بود.
دلم شکست....
+درسته.....(غمگیننننن)
+من میرم پیش بچه ها ببخشید حرف چرتی زدم.امااااا حرفات رو یادم میمونه چون این قانونا برای منم ازاده!
_(نیشخند به نشانه ی گوه خوردی)
ویو ته:
اون رفت منم پشتش.....
®کجا بودید؟
♡مشکوک شدم....
#بالاخره زن و شوهرن!
∆×اجباریهههههههه!(پسر عمو و داداشش غیرتی شدننننننن)
_+کافیه!
&بریم؟
®∆×#_+♡کجا؟
&وا بازی دیگه.
#مگه تو هم میای؟
&ارههههه بریممممم.
♡+ایششششش.
_#®∆×(خنده)
_تو چرا میخندی؟(روبه سوهو)
#اجباریه!
_جرت میدمااااااااا!
#خخخخخ.
+لیکسیییی من میخوام سوار این شممممممم!
×باشه بیا ما بریم.
+اوهومممممم.(ذوق)
با فلیکس رفت منم فقط نگاشون میکردم...ظاهرا از بچگی با هم بودن....
تو فکر بودم که....
&اوپ....نه نه اشتباس فکر کنم ددی درسته!
_هوی چی میگی؟به همه ی مردا میچسبی؟من فکر کردم حداقل به مردای متاهل رحم میکنی!
&ایشششششش!
_مودی یک کیلو شیرینی بگیر با خودت اشتی کن!
&هه؛من خودم شیرینیم!نمی بینی این همه مگس دورمــه!
_اولن مگسی پر نمیزنه،دومن اون چیزی که دورش مگسه شیرینی نیست یچی دیگس.
&چ....چییییی؟
&اصلا ازدواج شما اجباریه تازه با هم ازدواجم نکردین!
ویو ات:
با فلیکس داشتیم بازی میکردیم که حالم بد شد...به دو دلیل....
1.چرخیدن زیاد.
2.دیدن لاس زدن هانا با تهیونگ یا صحبت شون با هم؛چون ظاهرا تهیونگ به حرفش عمل کرد و کار خودش رو کرد!
+فلیکس.(بی حال)
×بل....ات!خوبی؟(نگران)
+نه حالم بده.(بی حال)
×تهیونگــــــــــــــــــــــــــ.
_هان؟
×ات حالش بده بیا بغلش کن تعادل نداره!
ویو ته:
با اینکه خیلی بغلش کردم اما مشکلی نبود پس...
_اوکی.
داشتم میرفتم که...
&چی؟اتِ جنده چقدر لوسه....
با شنیدن حرفش کفرییییی شدم!
_چه گوهی خوردی؟(عصبی)
&گفتم....
(شاپ😂)تهیونگ زد در گوشه هانا....
&اخ.(با درد)
_دیگه به اموال های من کصشر نگو!(داد و عصبی)
&هه اموال ت....
_خفه شو!همین الان هری از اینجا!(داد و عصبی)
هانای عوضی با گریه رفت!
♡+×®∆#چیشده؟
_هیچی جنده خانم گوه زیادی خورد منم زدم در گوشش!
∆چرا؟
_جنده به ات گفت جنده و لوس!
∆چی حرومزاده(داشت میرفتم دنبالش)
×_هوی هوی تابلو!
∆چرااااا؟
_اینجوری ات نمیگه چرا روش غیرتی شدی با اینکه یه بار دیدیش؟
×وایسا ببینم...
_اره اره پشت تلفن ات رو اسگل کرده بود تا لو نره!
×عررررر.
♡هی شما!
®من؟(جدی)
♡نه نه(ترس)
♡شوهر خواهرررررر.
_بله؟
♡ات داره غش میک....
_هوی سوهو دست به ات نزنااااا!
#اجبار....
_خفه!
#هرررر هررررر!
+تهیونگ حالم بده....
_باشه باشه اومدم....فلیکس حواست به لینو باشه بگا نریم(جدی)!
رفتم و یک دستم رو زیر پاش و زیر کمرش گذاشتم اونم از شدت بی حالی دستش رو دور گردنم حلقه کرد و سرش رو بهم تکیه داد....
®ما میریم بازی.
♡×®∆#اره!
_اوکی برید.
+تهیونگ!ببخشید اذیت شدی و نتونستی بازی کن...
_من بازی نمیکنم،اشکال نداره.
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
- ۴۱۲
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط