یهروزی
یه،روزی
توی همچین شبی وقتی که دیگه نفس نمیکشم بارون میادو سنگِ قبرمو تمیز میکنه و بهم میگه که چقدر همهچیز نمیارزید.
توی همچین شبی وقتی که دیگه نفس نمیکشم بارون میادو سنگِ قبرمو تمیز میکنه و بهم میگه که چقدر همهچیز نمیارزید.
- ۱.۶k
- ۰۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط