#بوسه_مرگ
#بوسه_مرگ
"پارت ۷۱"
🚫🚫این قسمت حاویه صحنه های بالایی هست اگه جنبه نداری نخون🚫🚫
کوک پاهام رو از روی زمین بلند کرد..
و به سمت اتاق برد.
درو با پاهاش بست و من رو گذاشت روی تخت.
لباسام رو دراورد و من دکمه دکمه بلوزش رو باز کردم و درش اوردم..فاک چه سیکس پکاش
لباشو رو لبام میکوبید این بار وحشیانه تر هم رو می بوسیدیم.
که کوک گازم گرفت:
& اههه کوک آروم تر.
_ ببخشید ولی لبات دیوونه کنندس بیبی..
ازش جدا شدم و زیپ شلوارش رو باز کردم و درش اوردم.
جوری که شوق کرده بود رو از روی باکسرش هم میتونستم ببینم..
سوتینم رو در آورد و با سینه هام ور میرفت
_ اههه قشنگن. (ماشالاه😶🌫)
و بعد چند مین که با سینه هام ور رفت و شورتم
رو هم درآورد.
_ اوه بیبیم خودشو به خاطر من خیس کرده.
دستشو چند بار روی عضوم کشید و کم کم انگشت فاکشو وارد کرد..
(از دستتون ناراحتم که بازنشر نمیکنید..ولی امیدوارم اینو بکنید🥺)
"پارت ۷۱"
🚫🚫این قسمت حاویه صحنه های بالایی هست اگه جنبه نداری نخون🚫🚫
کوک پاهام رو از روی زمین بلند کرد..
و به سمت اتاق برد.
درو با پاهاش بست و من رو گذاشت روی تخت.
لباسام رو دراورد و من دکمه دکمه بلوزش رو باز کردم و درش اوردم..فاک چه سیکس پکاش
لباشو رو لبام میکوبید این بار وحشیانه تر هم رو می بوسیدیم.
که کوک گازم گرفت:
& اههه کوک آروم تر.
_ ببخشید ولی لبات دیوونه کنندس بیبی..
ازش جدا شدم و زیپ شلوارش رو باز کردم و درش اوردم.
جوری که شوق کرده بود رو از روی باکسرش هم میتونستم ببینم..
سوتینم رو در آورد و با سینه هام ور میرفت
_ اههه قشنگن. (ماشالاه😶🌫)
و بعد چند مین که با سینه هام ور رفت و شورتم
رو هم درآورد.
_ اوه بیبیم خودشو به خاطر من خیس کرده.
دستشو چند بار روی عضوم کشید و کم کم انگشت فاکشو وارد کرد..
(از دستتون ناراحتم که بازنشر نمیکنید..ولی امیدوارم اینو بکنید🥺)
- ۳۵۳
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط