{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My Vampire Mate Season 2 part : ۲۳

با این حال مجبور بود و دوباره اینکار را تحت تاثیر ماه کامل انجام میداد مانند جفت های لیکا نیاز او نیز بسیار شدید میشد و کنترل کردنش سخت
از یادآوری های گذشته میدانست که وقتی پادشاهی با ملکه‌اش در کینوان اقامت دارد در شب ماه کامل و شب قبل و بعد از آن تمام افراد قلعه باید آنجا را ترک کنند تا آن جفت ها بتوانند خودشان را به این کشش تسلیم و رها کنند
اگر اِما نیز میتوانست این نیاز و تهاجم را حس کند جیمین خیلی ناجور او را نمیترساند
جیمین قول داده بود که او را نگه دارد هر چند که میدانست هیچ چیزی نمیتواند جلویش را از داشتن جفتش بگیرد....
خیلی راحت تر میشد اگر جفتش از قبیله اش بود ولی در این صورت اِما را نداشت....
نزدیک غروب آفتاب دو خدمتکار برای مرتب کردن لباس هایش در زدند
_ مواظب وسایلش باشین
در حالی که از کنارش بلند میشد گفت
_ و لمسش نکنین
آنها را با چشمان گشاد شدیشان رها کرد و از میان پرده های بسته شده به سمت بالکن رفت
به غروب خورشید،خانه،زمین،دشت و جنگل نگاه کرد و امیدوار بود اِما دوستش داشته باشد
وقتی خورشید غروب کرد برگشت و چهره در هم کشید وقتی متوجه شد که خدمتکار ها با چند پا فاصله کنار تخت ایستاده اند به اِما خیره شده و پچ پچ میکنند ولی میدانست جرأت لمس او را ندارند و آنها لیکاهای جوانی بودند که احتمالا هرگز یک خون‌آشام ندیده بودند میخواست به آنها بگوید بروند که اِما چشمانش را باز کرد و با همان حالت شناور بلند شد
خدمتکار ها با وحشت فریاد زدند اِما هیسی کرد و در حالی که خودش را به تاج تخت تکیه میداد به فرار آن دو نفر نگاه کرد
جیمین میدانست که این کار آسانی نخواهد بود
_ آروم اِما
در حالی که به سمتش میرفت گفت:
_ شما همو ترسوندین
برای لحظات طولانی به در نگاه کرد سپس چشمانش روی صورت جیمین نشست
پوستش رنگ پریده بود
_ زخم‌هات دارن به خوبی درمان میشن
اِما چیزی نگفت فقط سرش انگشتانش را روی سینه اش کشید
_ وقتی دوباره بنوشی باید کاملا خوب بشن
کنارش نشست و آستین هایش را بالا زد ولی اِما عقب رفت
+ من کجام؟
چشمانش دور اتاق چرخید و بالاخره پایین تخت ماهون متوقف شد روی کنده کاری پیچیده چوب قهوه‌ای متمایل به سرخ تمرکز کرد سپس برای دیدن کنده کاری تاج تخت چرخید و نماد های منبت کاری شده را بررسی کرد اتاق در تاریکی غرق شده بود و فقط با آتش شومینه روشن بود و بنظر میرسید آن علائم و نمادها سایه های در حال حرکت هستند
صنعتگران روز تولد جیمین این تخت را نه فقط برای او بلکه برای جفتش ساخته بودند
او اغلب همانجایی که حالا اِما نشسته بود مینشست با شیفتگی به کنده کاری ها خیره میشد و تصور میکرد که جفتش چه شکلیست
_ تو توی کینوان هستی جات امنه هیچی نمیتونه بهت صدمه بزنه
+ همشونو کشتی؟
_ آره
اِما سر تکان داد کاملا از این راضی بود
_ میدونی چرا اونا اینطوری بهت حمله کردن؟
+ داری از من میپرسی؟
سعی کرد بلند شود
_ فکر میکنی داری چیکار میکنی؟
او را به عقب فشار داد
+ من باید به خونه زنگ بزنم
_ من دیشب به خونت زنگ زدم
چشمانش با آرامشش ظاهری گشاد شد
+ قسم میخوری؟ کی میان منو ببرن؟
لیکا از اینکه چقدر فکر ترک کردن جیمین او را خوشحال کرده ناامید شد...ولی نمیتوانست او را سرزنش کند
_ با آنیکا حرف زدم و حالا میدونم اونا چی هستن و تو چی هستی
اِما چهره در هم کشید
+ بهشون گفتی چی هستی؟
وقتی سر تکان داد اِما نگاهش را گرفت و جیمین میدانست که با خجالت سرخ شده سعی کرد خشمش را آرام کنه
_ برات شرم آوره که بدونن تو با منی؟
+ البته که هست
به تندی به او خیره شد
_ چون منو مثل یه حیوون میبینی؟
+ چون تو دشمنی
_ من با خانوادت هیچ جنگی ندارم
اِما بروهایش را بالا داد
+ لیکا ها در مقابل خاله هام نجنگیدن؟
_ فقط در آخرین اکسژن
دقیقا پانصد سال پیش
+ خب تو کسی از اونا رو کشتی؟
_ من هرگز یه والکری نکشتم
صادقانه جواب داده بود ولی به خودش اعتراف کرد که احتمالا به این دلیل بوده که هرگز با یکی از آنها رو درو نشده
اِما چانه‌اش را بالا داد
+ و در مورد چیزی که درونت وجود داره چی؟اون چیکار میکنه؟
اِما هنوز هم از فکر چیزی که در میان حمله ی خون آشام ها دیده بود میلرزید

سلام به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه
خوشگلای‌من اگر پارت هدیه می‌خواین خودتون میدونید چیکار باید بکنید
دیدگاه ها (۱۵)

My Vampire Mate Season 2 part : ۲۴

My Vampire Mate Season 2 part : 25

My lovely neighbor part : 8

My lovely neighbor part : 7

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

My Vampire Mate Season 2 part : 34

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط