{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیش و مات

کیش و مات

پارت 7

مهشاد
پلاستیک از دستم افتاد سریع رفتم پیش محراب گفتم چی شده؟
محراب : هیچی اینا فهمیدن دیانا و ستایش رل زدن
مهشاد : حالا جیکار کنیم
محراب : برو براشون آب قند درست کن الان غش میکنن انقدر گریه کردن
مهشاد : باشه
مهشاد
رفتم تو آشپزخونه و براسون آب قند درست مردم دادم دستسون میخوردن و گریه میکردن
میترسیدم خودکشی کنن

دیانا
ستایش و دیانا : چی شد خبر دار شدن
مرسلی : اره به محراب گفتم مطمئنن بهشون گفته
دیانا : خوبه بزار اونا هم زجر بکشن
طاها نقشه بدی چیه دیا؟
دیانا : امشب مطمئنن محراب و مهشاد برای انکه حالشون بهتر بشه میبرتشون رستوران همیشگی ما هم میریم فقط نباید سوتی بدیم و باید عاشقونه رفتار کنیم
ستایش و مریای و طاها : حل شده بدونش
دیانا : خوبه
برید حاظر بشید باید بریم خرید کنیم باید برای شب خوشگل کنیم

ستایش
رفتیم حاظر شدیم و رفتیم خرید
ستایش : دیانا
دیانا : جانم
ستایش بیا این لباس رو ببین چقدر شیک و اسپرت هست
دیانا : نه، باید یع تیپ مجلسی بزنیم
ستایش و مرسلی و طاها : چرا؟
دیانا : چون میریم اونجا من هماهنگ کردم دو تا کیک میارن انگار طاها و مرسلی بدون این که ما بدونیم میخواستن سوپرایزمون کنن


چطور بود خوشگلای من
دیدگاه ها (۷)

کیش و مات پارت 8 دیانا : خب حالا بریم دنبال خریدداشتم میگشتم...

اینم از لباس دیانا و ستايش مال ستایش صفحه بعد هست

کیش و مات پارت 6رضا : دِ بنال چی شدهمحراب : دیانا با طاها و ...

کیش و مات پارت 5 ارسلان : رفت، پیشم نموند 😭😭 مامان : گریه نک...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝6ا/ت.. ماشینو ببر داخل پارکینگ و وسایلم...

عشقـ یا نفرت؟کوک: دروغ میگی نامجون: دروغ چی دارم بهت بگم؟؟هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط