آری آن روز چو میرفت کسی داشتم آمدنش را باور

آری آن روز چو میرفت کسی؛ داشتم آمدنش را باور؛

آری آن روز چو میرفت کسی؛ داشتم آمدنش را باور؛
من نمیدانستم معنیِ هرگز را تو چرا باز نگشتی دیگر؟!..

💫بر من ببخش، گاه چنان دوست دارمت
کز یاد می‌برم که مرا برده‌ای زِ یاد💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

ولی زیبایی ادبیات فارسی``

‌ ‌ ﮲ 📜 ‌‌٬ ‌تو را که دیدم؛ عاشق روزهای افتابی شدم،و منی که ...

The Lunatic Who Wrote the Book : دیوانه ای که دیوان ساخت

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۵قبله..توي انبار بود.. سرشو ...

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

ابلیس

ادامه سناریو

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط