{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم...

عاشقم...
عاشق دلباخته!
عاشق دلباخته‌ی خسته!
خسته‌ام...
خسته‌ی عاشق!
قلبم را به تصور وجودش
چشمانم را به دیدن عکس قاب‌شده‌اش
گوشم را به صدای ضبط‌شده‌اش
دستانم را به کشیدن نقاشی رخساره‌اش
عادت دادم!
آنقد عادت دادم که
ناگهان
این عادت تبدیل به درد شد!
دردی
به عظمت کهکشان
به بزرگی دریا
به زیبایی ماه
و به تلخی زهر...
بی تو من کس ندارم
خواهم که باز آیی کنارم
روشن کنی شب‌های تار
و روز‌های پوچم
بیا دگر که بی‌قرارم
دور از تو امیدی ندارم
امید به نوشتن
امید به رقصیدن
امید به بوییدن گل
امید به نگاه کردن غروب
امید به خوردن قرص
امید به مهر دلسوزانه‌ی مادر
امید به آغوش گرم پدر
امید به مرگ
امید به هیچ
برگرد...
برگرد ای یار قدیمی!
برگرد ای لالایی مادر!
برگرد ای دوران کودکی!
برگرد ای خاطره!
برگرد که می‌خواهم دوباره
ببینمت!
ببینمت و بمیرم برایت...
دیدگاه ها (۰)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

پارت ۷

Eleven

پارت ۲ ویو ا.ت فضای بینمون کمی آروم شده بود با دستم آروم اشک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 46جونگکوک انگار دست ...

My lovely neighbor part : 66

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

#مژگاناینم لالاییه امشب . . . :لالا لا لا گل داغ شقایقبخواب،...

" قصه ای دردناک " پارت ۲ " آخر "

روح خسته ام را دیگر هیچ مرحمی التیام نمیکندو اکنون این دل خس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط