P
P44
ساعت سه و چهل و نه دقیقه بامداده.
خیابون خلوت خلوت.
چراغ های ویلا روشنه.
نه همش.
خودشو توی آغوش جیزل غرق میکنه سرش رو روی شونه جیزل میزاره چشماشو میبنده.
موهاش نوازش میکرد.
حرف های ریز دم گوشش زمزمه میکرد.
باعث خنده های دختر میشد.
جیزل:بنگچان بیا هیونجین گازش بگیر لطفا
با صدای بم دوباره ادامه داد.
هیونجین:چرا تو به جاش گازم نمیگیری
صدای خنده پسرا بلندتر شد.
صورتشو بهش نزدیک کرد.
جیزل:پس لاس زدنم بلدی
هیونجین سرش تکون داد.
تو یه حرکت جای من با خودش عوض کرد.
دستشو گذاشت پشت کمرم، چسبوندم به خودش.
پسرا همه بهم گفتن اووو.
هیونجین:شاید به جای لاس زدن یه چیز دیگه ام بلدم
سرش کج کرد.
اون لبخند خطرناکش.
لینو:فک کنم دیگه ما باید بریم داخل
فلیکس خندید.
هان:نظرتون درمورد یکم بهشون فضای خصوصی بدیم چیه
هیونجین نگاهش از دختر برنمیداشت.
چانگبین با یه بطری شامپاین اومد.
برای همه ما ریخت.
هیونجین قلنج گردنش شکوند نشست بغل دختر.
لیوانامونو برداشتیم به هم زدیم.
ای ان:چانگبین جیزل نجات دادی از دست هیونجین
دختر سرش روی شونه هیونجین گذاشت.
سونگمین:ولی قول بدید هیچوقت از هم جدا نمیشین خیلی بهم میاین
دستاشون بهم قفل شد.
هیونجین:قول میدم هیچوقت ترکش نکنم
شرطا
لایک ۱۰
کامنت ۱۰
ساعت سه و چهل و نه دقیقه بامداده.
خیابون خلوت خلوت.
چراغ های ویلا روشنه.
نه همش.
خودشو توی آغوش جیزل غرق میکنه سرش رو روی شونه جیزل میزاره چشماشو میبنده.
موهاش نوازش میکرد.
حرف های ریز دم گوشش زمزمه میکرد.
باعث خنده های دختر میشد.
جیزل:بنگچان بیا هیونجین گازش بگیر لطفا
با صدای بم دوباره ادامه داد.
هیونجین:چرا تو به جاش گازم نمیگیری
صدای خنده پسرا بلندتر شد.
صورتشو بهش نزدیک کرد.
جیزل:پس لاس زدنم بلدی
هیونجین سرش تکون داد.
تو یه حرکت جای من با خودش عوض کرد.
دستشو گذاشت پشت کمرم، چسبوندم به خودش.
پسرا همه بهم گفتن اووو.
هیونجین:شاید به جای لاس زدن یه چیز دیگه ام بلدم
سرش کج کرد.
اون لبخند خطرناکش.
لینو:فک کنم دیگه ما باید بریم داخل
فلیکس خندید.
هان:نظرتون درمورد یکم بهشون فضای خصوصی بدیم چیه
هیونجین نگاهش از دختر برنمیداشت.
چانگبین با یه بطری شامپاین اومد.
برای همه ما ریخت.
هیونجین قلنج گردنش شکوند نشست بغل دختر.
لیوانامونو برداشتیم به هم زدیم.
ای ان:چانگبین جیزل نجات دادی از دست هیونجین
دختر سرش روی شونه هیونجین گذاشت.
سونگمین:ولی قول بدید هیچوقت از هم جدا نمیشین خیلی بهم میاین
دستاشون بهم قفل شد.
هیونجین:قول میدم هیچوقت ترکش نکنم
شرطا
لایک ۱۰
کامنت ۱۰
- ۱.۰k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط