هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی دشنه کشیدی خندیدم
معنی تک تک رفتار تو را میفهمم
ساده لوحی است بگویم که نمی‌فهمم
غرق تردید شدم باز تحمل کردم
تا زمانی که به چشمان خودم هم دیدم
دیدم ز خشم خداوند نمیترسی
تو نترسیدی و من از آن ترسیدم
بسته بودم لب از آن درد که از بی مهری
تو جفا کردی ومن هیچ نمیپرسیدم
بی سبب نیست که فراموش شدی از یادم، 😔😔😔
دیدگاه ها (۹)

دنم سنه اعلم دن سوراایری لباسدا! ایری جهانداکنه سنه قوجاق چک...

باران که می‌بارد جدای درد دارددل کندن از یک آشنا ی درد دارده...

شعرلم وآبی همه ش شعر غمونهمقصر هم ککا نه مویم؟وابیده رسم زمو...

پارت ۳

سناریو سانزو

ᴘᴀʀᴛ17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط