باران که میبارد جدای درد دارد

باران که می‌بارد جدای درد دارد
دل کندن از یک آشنا ی درد دارد
هی شعری ترور خاطرم می آید
اما آواز بی همنوای درد دارد
وفتی در زندان کسی خو کرده باشی
بال و پرت روز رهای درد دارد
دیگر نمیفهمی کجای یا چه هستی
آشفتگی سربه هوای درد دارد
تقصیر باران نیست این دیوانگی ها
تنها شدن در هر هوای درد دارد
باید گذشتن را بیاموزم دوباره
هرچند میدانم جدای ها درد دارد 😔😔
دیدگاه ها (۳)

تا قلم بر دست می گیرم صدایم میکنیآه از آن عشق که به آن مبتلا...

🤣🤣🤣🤣

دنم سنه اعلم دن سوراایری لباسدا! ایری جهانداکنه سنه قوجاق چک...

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی دشنه کشیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط