{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دانستم می‌خواهد آرام آرام از زندگی‌ام بیرون برود. به‌

می‌دانستم می‌خواهد آرام آرام از زندگی‌ام بیرون برود. به‌ همین خاطر دیگر پاپیچش نشدم! دیگر یاد گرفته بودم که عشق تحمیل خود به دیگران نیست. یاد گرفته بودم کسی که برای رفتن آمده می‌رود و کسی که می‌خواهد برود هرطور شده می‌رود. هرچه درها را به رویش ببندی و هرچه بهانه بیاوری کاری از پیش نمی‌بری. فقط ممکن است رفتنش را به تعویق بیندازی...
دیدگاه ها (۹)

ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺩﮐﺎﻣﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨ...

بعضى از غصه‌ها مختص به خودته،یعنی فقط خودت میدونی که چی داره...

محبوبمحالا که مرا خوب فراموش کرده ایاز خودم میپرسمچه چیزی تو...

+ اگه بهت بگن یه نخ دیگه سیگار بکشی میمیری چی میگی؟- یکی دیگ...

ص ۶۵ ان شب پریسا از زندگی شخصی خودش گفت از ترسها از امیدها ا...

ص ۴۴به خواهرم حق میدادم  روزهایی را به خاطر اوردم‌که در مقاب...

ص۲۵شجاعت پریسا همیشه برایم مثال زدنی بود الگو‌میگرفتم‌ با ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط