امروز که پاییز به من تاخته

امروز که پاییز به من تاخته
و پنجره‌هایم را گرفته
نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم
نیاز دارم که آتش کوچکی برافروزم
به لباس نیاز دارم
به بارانیی
و به تو
ای ردای بافته‌شده از
شکوفه‌ ی پرتقال و گل‌ های شب‌ بو

#سرمایه_جاودانه_قلبم
دیدگاه ها (۲۷)

برای همه ی شما عشقی واقعی آرزو میکنمکه خیالتون از بودنش راحت...

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

🩷💚 من عادت دارم که حال خودم را ، خودم خوب کنم که عصر های دلگ...

پارت ۶۴ویو صبح جیمین چشماشو باز میکنه و اولین چیزی که میبینه...

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط