{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#بوی‌تو‌می‌دهد‌آغوش‌خالی‌ام

#بوی‌تو‌می‌دهد‌آغوش‌خالی‌ام
ای واقعیت عشق خیالی‌ام

مست توام که قنوتم ترانه شد
چون مومن تو شدم لاابالی‌ام

بعد از تو بی خبرم از خودم بگو
این روز ها چه شدم در چه حالی‌ام

روزی یقین تو بودم ولی گذشت
امروز فاجعه‌ای احتمالی‌ام

شعرم شکفتن بارانی تو بود
حالا فقط خبر خشکسالی‌ام...
دیدگاه ها (۰)

#باز_باران_است_و_شب_چون_جنگلی_انبوه_از_زمین_آهسته_می_رویدبا ...

#از‌آشیان‌کسالتت‌بگذرتمام شهر به پاسبانی نگاهت برخاسته اندست...

#و‌شب‌هنگامچون جرم سایه‌هادر هرم تیرگیتبخیر می‌شدیمدر پرسه‌ه...

#ایل_کوچیدکبکی می پرد از گون زاریخاموشدر آینه ایسنگِ سیاهِ س...

ص ۵۷رو بروی پریسا ایستادم و گفتم یادت هست ان یادداشت که نوشت...

چپتر سوم باران شدیدی به شیشه‌های دفتر کار مایکی می‌کوبید. جو...

فیک part4 My love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط