همیشه فکر میکردم آدمهای بیاحساسی هستند همانهایی را م

همیشه فکر می‌کردم آدم‌های بی‌احساسی هستند، همان‌هایی را می‌گویم که نه از چیزی خوشحال می‌شوند و نه ناراحت، نه دل می‌دهند و نه دل می‌برند از کسی، از همه چیز و همه‌کس راحت عبور می‌کنند، منتظر هیچ اتفاقی نیستند و هیچ چیز آن‌ها را سر ذوق نمی‌آورد.
اما زندگی به من ثابت کرد همه چیز آنطور که به نظر می‌رسد نیست.
آدم‌هایی که اکنون نسبت به همه چیز خنثی و بی‌احساس هستند، روزی عمیق‌ترین و پاک‌ترین احساسات را داشته‌اند، عاشقی کرده‌اند و شوق زندگی داشته‌اند ؛ از ته دل خندیده‌اند و هر وقت دلشان گرفته اشک ریخته‌اند.
اما یک روز احساساتشان را از دست داده‌اند.
حالا دیگر هیچ حسی ندارند به جز دلمُردگی.
حسی که انتخاب آن‌ها نبوده...
تمام تلاششان را می‌کنند تا دوباره احساساتشان برگردد، دوباره عاشقی کنند، دوباره بخندند و اشک بریزند، ولی نمی‌شود که نمی‌شود...
دلمُردگی حس عجیبیست، زندگی می‌کنید، نفس می‌کشید؛ اما هیچ شوق و انگیزه‌ای برای فردا ندارید.
یک بی‌تفاوتی کشدار...
یک بی‌تفاوتی ادامه‌دار...

📝#حسین_حائریان

🎙️#داریوش_اسدزاده
دیدگاه ها (۵)

‌عادت، بی‌رحم‌ترین زهر زندگی‌ست. زیرا آهسته وارد می‌شود، در ...

گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستیمن عاشق توام تو بگو یار کیستیبست...

بیا تو این جهان بد لااقل ما خوب باشیم!

شانس چندبار در خونه تو رو زده؟! بیدار بودی موقع اومدنش یا خو...

همیشه فکر می‌کردم آدم های بی احساسی هستند، همان هایی را می‌گ...

بدترین حس دنیا چیست؟ شاید بگویید تنهایی... دلتنگی... و... ...

اگه یه روز با خودت رو به رو بشی چیکار می‌کنی؟ این سوال رو کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط