{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واییی امروز یکی از این بچه سگا عینکمو ورداشت فرار کرد منم

واییی امروز یکی از این بچه سگا عینکمو ورداشت فرار کرد منم نمی تونستم خوب ببینم دو ساعت افتادم دنبالش هی گمش می مردم اخرش گرفتمش نمی‌داد می خواستم بزنم چپو راستشو یکی کنمممم
دیدگاه ها (۰)

به همین راحتی می تونی روز یه نفرو شاد کنی

همین الانشم میبینمش گریم میگیره

فردا روز بهتریه:)

قضاوت نکنیددد

بچه که بودم ، خیلی باهاش صمیمی بودم ، همیشه اگر حوصلش سر می ...

چندپارتی[از خون تا عشق]

لیا : عمر کیه؟ ، چاعان ؟‌چاعان : چطوری فسقلی‌لیا : تو اینجا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط