{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما هیچ‌ وقت از آن‌ها حرف نمی‌زنیم ، از آن‌ها که از انسان

ما هیچ‌ وقت از آن‌ها حرف نمی‌زنیم ، از آن‌ها که از انسان و علاقه و رابطه و همه چیز ناامیدمان کردند ، حرف نمی‌زنیم چون هم توضیح‌دادن بیهوده به نظر می‌رسد و هم انگ‌های بسیار در راه است و ...

"از تنهایی لذت می‌برم." اجازه بدهید بگویم این شکل خوشایند و انسانی‌تر شده‌ی این حس است : "جان دوباره مأیوس‌شدن از آدم‌های اشتباهی را ندارم."

مگر چندبار می‌توانیم به آدم‌ها احترام بگذاریم و بها بدهیم و عشق بورزیم و دوستشان داشته باشیم ، بعد تماشا کنیم چطور همه‌ چیز به گند کشیده می‌شود ؟

یک‌ جایی آدم خسته می‌شود دیگر ، برمی‌گردد ته تاریکی غار خودش و به هر سلام تازه بی‌اعتنا می‌ماند ...

من هم مثل خیلی‌ها از روابط عاطفی اعلام بازنشستگی می کنم .

دیگر خودم را در معرض علاقه‌ی جدی نمی‌گذارم ، گاهی هم که پایم راه دیگری رفته و فکر کرده‌ام "این یکی فرق دارد" پشیمان‌تر و پاره‌ تر برگشته‌ام ...

حرف زیادی ندارم ، خودم هم آدم مناسبی برای رابطه نیستم ، با مغز خشک و ادعای زیاد ، اما مدتی هست که حتی دوستی‌های خیلی ساده هم ناامیدم می‌کند .
کِی این‌قدر عوضی شدیم؟
پس دائما دورتر می‌روم ، برای در امان بودن خودم و دیگران ...

تنهایی نه بلاست نه موهبت.
نه امن است نه سخت.
تنهایی یک وضعیت است ، وضعیتی که آدم به تنهایی برای خودش نمی‌سازد ...

ما در نومیدی از انسان همدستانی داریم ، دور و نزدیک ، آشنا و غریبه ...

کسانی که زخم زده‌اند و رفته‌اند ، و تاوانش را کسانی دادند که شاید واقعا دوستمان داشتند ، اما هیچ گربه‌ی کتک‌خورده‌ای اجازه نمی‌دهد غریبه‌ها نوازشش کنند ...

بله ما از آن‌ها حرف نمی‌زنیم مگر چه فایده‌ای دارد؟
ما فقط حرف‌های کلی می‌زنیم ، چون می‌دانیم "شیطان در جزییات است." و به صورت کلی ، من از تنهایی بهم تحمیل شده به ناچار راضی هستم و این‌جا لااقل لازم نیست برای کسی که هستم پرخاش بشنوم و لازم نیست نگران برداشت‌هایی باشم که از حرفم می‌شود ...

حالا اگر یک‌ روز هم سرفه‌ام گرفت و کسی نبود یک لیوان آب برایم بیاورد ، طوری نیست ...
دیدگاه ها (۱۷)

دوستم داشتی؟ نه ... مرا بادبادکی می‌خواستی اسیر و بلندپروا...

تو ابر سپید کوچکی بودی. از آسمان عبور کردی و اجازه دادی تماش...

احتمالا تا تهش همینه : حرفی و کسی نمونده ... سفینه‌ت گم شده ...

شب بخیر و عیبی نداره اگه اطرافت هیچی درست پیش نمیره ...شب بخ...

گاهی رابطه فکری، مهم تر از رابطه یخونی است.بعضی آدم ها در ذه...

عاشقانه های شبنم

وقتی میگم کنار دانش آموزانم هستم، یعنی تمام انرژی منفیهاتون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط