شاهزداه شیطانی من
ندر~
مادر÷
~: بنظرت بهش بگیم؟(نگران)
÷: نمیدونم اما بلخره یکی باید یکاری کنه مگرنه نصل الف ها منقرض میشه
••••
•••••
•••••
(ویو ات)
باصدای پچ. پچ پدر مادرم از خواب بلند شدمو با قیافه ناراحت پدرم مواجه شدم
ات+)
+: پدر چیزی شده(خوابالو)
~: دخترم منو. مادرت میخوایم یک چیزی بهت بگیم(بغض)
+: بگید میشنوم
~÷: دخترم از سرزمین شیطان ها برامون نامه اوردن گفتن صلح میکنن ولی به یک شرط
+: چه شرطی؟(نگران)
÷: یکی از دخترامون باید باپسرش ازدواج کنه
+: اما دنیلا ۱۶سالشه کوچیکه
+: پس یعنی من؟ باید با پسر اون ازدواج کنم؟
~: دخترم مجبور نیستی ولی اینطوری سرزمین الف ها نابود میشه به دست شیطان ها و نصل الف ها از بین میره
+: من حاضرم به خار سرزمینمون و مردممون با پسرشون ازدواج کنم😭
~÷: گریه
÷: دخترم تا نیم ساعت دیگه میکاپ ارتیستا میان تا تورو برای مهمونی نامزدیت اماده کنن
+: باشه
ویو ات)
بعد اون رفتم به سرویس کار های مورد نیاز انجام دادم وبعد رفتم حموم یک دوش۱۰مینی گرفتم در اومدم که بامیکاپ ارتیستا مواجه شدم
اکنا منو میکاپ کردن لباسمو دادن پوشیدم خیلی قشنگ شده بودم
تقریبا۱۰دقیقه دیگه مهمونی شروع میشه
تق تق
+: کیه
نگهبان: خانم مهمونا منتظر شمان
+: باشه
ویو مهمونی)
این پارت بخاطر ۱۰۰تایی شدنمون گزاشتم و تا وقتی اون پیج ۴۰تایی نشه پارت بعدو نمیزارم🚬
خمارییییی
مادر÷
~: بنظرت بهش بگیم؟(نگران)
÷: نمیدونم اما بلخره یکی باید یکاری کنه مگرنه نصل الف ها منقرض میشه
••••
•••••
•••••
(ویو ات)
باصدای پچ. پچ پدر مادرم از خواب بلند شدمو با قیافه ناراحت پدرم مواجه شدم
ات+)
+: پدر چیزی شده(خوابالو)
~: دخترم منو. مادرت میخوایم یک چیزی بهت بگیم(بغض)
+: بگید میشنوم
~÷: دخترم از سرزمین شیطان ها برامون نامه اوردن گفتن صلح میکنن ولی به یک شرط
+: چه شرطی؟(نگران)
÷: یکی از دخترامون باید باپسرش ازدواج کنه
+: اما دنیلا ۱۶سالشه کوچیکه
+: پس یعنی من؟ باید با پسر اون ازدواج کنم؟
~: دخترم مجبور نیستی ولی اینطوری سرزمین الف ها نابود میشه به دست شیطان ها و نصل الف ها از بین میره
+: من حاضرم به خار سرزمینمون و مردممون با پسرشون ازدواج کنم😭
~÷: گریه
÷: دخترم تا نیم ساعت دیگه میکاپ ارتیستا میان تا تورو برای مهمونی نامزدیت اماده کنن
+: باشه
ویو ات)
بعد اون رفتم به سرویس کار های مورد نیاز انجام دادم وبعد رفتم حموم یک دوش۱۰مینی گرفتم در اومدم که بامیکاپ ارتیستا مواجه شدم
اکنا منو میکاپ کردن لباسمو دادن پوشیدم خیلی قشنگ شده بودم
تقریبا۱۰دقیقه دیگه مهمونی شروع میشه
تق تق
+: کیه
نگهبان: خانم مهمونا منتظر شمان
+: باشه
ویو مهمونی)
این پارت بخاطر ۱۰۰تایی شدنمون گزاشتم و تا وقتی اون پیج ۴۰تایی نشه پارت بعدو نمیزارم🚬
خمارییییی
- ۲۵.۱k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط