{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیر من و مراد من، درد من و دوای من

پیر من و مراد من، درد من و دوای من
فاش بگویم این سخن، شمس من و خدای من

از تو به‌حق رسیده‌ام ای حقِ حق‌گزار من
شکر تو را ستاده‌ام، شمس من و خدای من

مات شَوَم ز عشق تو، زانکه شهِ دو عالمی
تا تو مرا نظر کنی شمس من و خدای من

محو شَوَم به پیش تو تا که اثر نماندم
شرط ادب چنین بُود، شمس من و خدای من

شهپر جبرئیل را طاقتِ آن کجا بُوَد
کز تو نشان دهد مرا شمس من و خدای من

حاتم طی کجا که تا بوسه دهد رکاب را
وقت سخا و بخشش است، شمس من و خدای من

عیسی مرده زنده کرد دید فنای خویشتن
زنده‌ی جاودان تویی، شمس من و خدای من

ابر بیا و آب زن مشرق و مغرب جهان
صور بدم که می‌رسد شمس من و خدای من

حور قصور را بگو رخت برون از بهشت
تخت بنه که می‌رسد شمس من و خدای من

کعبه‌ی من کنشتِ من،دوزخ من بهشتِ من
مونس روزگار من شمس من و خدای من

برق اگر هزار سال چرخ زَند به شرق وغرب
از تو نشان کِی آورد شمس من و خدای من
دیدگاه ها (۰)

پیر من و مراد من، درد من و دوای من فاش بگویم این سخن شمس من ...

محو شوم ز عشق تو

دلبر و یار من تویی رونق کار من توییباغ و بهار من تویی بهر تو...

یا پیر ..........دم بدم ..دلبر و یار من تویی رونق کار من توی...

#غنچه_یاس_کبود#قسمت_دوم🌱 و خدای جمیل و بی همتا چه زیبا وصف ش...

تقی پورنامداریان

بسم الله الرحمن الرحيمپاسخ قسمت چهارم : و هر گاه که فهمید، ...

هیلدا احمدزاده شاعر گیلانی

تاسوعا روز نهم ماه محرم . تاسوعای سال 61 هجری امام حسین (ع) ...

لهجه ات را غلاف کن اِی عشق ... زخمی ام از زبانِ نوک تیزت شمس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط