{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دروچهایخزدهشهربفروغ

#در_ڪوچہ‌هاے_یخ‌زده‌ے_شهــرِ_بے‌فروغ

گـــرمےِ چشمهاے تـو
در بَــر گرفتنیست

ایـــن ؏شق ماندنے
ایـــن شعــر بودنی

این لحظہ هاے باتو
نشستن سرودنیست...
دیدگاه ها (۰)

#آفتاب_از_تشنگی_می_سوخترفت و از روی زمین، ته مانده های برف ر...

#ما_که_عشق_آشناییم_از_یادت_نبرده‌ایمتو هم از یادمان مبرجز تو...

#اذان_عاشقی_خواندی_گمانم_وقت_دیدار_است*دلم را پس نمیگیرم بدو...

#نرم_نرمک_درین_صبح_می‌ساید_تن_بر_تن_شیشهچشم تا کار کند، همچن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط