My Vampire Mate Season 2 part : 67
جیمین به جلو خم شد احتمالات را در نظر گرفت
اگر کریستف اوبلاک را گرفته بود پس میخواست تخت پادشاهی هلویتا را تصرف کند
احتمالش وجود داشت که کریستف بتواند دمیستریو را بخاطر این بکشد؟
یک چیزدیگر نیز وجود داشت.
اوبلاک در گذشته در اختیار آیووی بی رحم بود دومین فرمانده هورد
برای سالها دنبال هلویتا و تصرف تاج و تخت بود و ظاهرا از تصرف قلعه اش زنده مانده
او بدنبال هلویتا بود وقتی که قلعه اش را داشت ولی حالا که اوبلاک از او گرفته شده بود باید بخاطر هلویتا درد داشته باشد
میتوانست برای این بازی راه بیاندازد حتی با دانستن اینکه هورد هرگز رهبری را بدون خون سلطنتی نمیپذیرفت
سه قدرت غیر قابل پیشبینی
سه احتمال
جیمین میدانست که خون آشامهای آیوو در تمام دنیا بدنبال والکری ها هستند واضح است که به دنبال یک والکری خاص میگردند ولی ایوو اینکار را به دستور دمیستریو انجام میداد یا خودش به تنهایی عمل میکرد؟
کریستف حمله میکرد و بدنبال هدفی بود که برای هورد بسیار مهم هست؟
هرچند حدس و گمان هایی وجود داشت ولی کسی نمیدانست با اطمینان بگوید این شخص کیست
جیمین میترسید که بداند
یک یا حتی بیشتر از این گروه.ها بدنبال آخرين خون آشام زن میگشتند.
ᚐ ᚐᚐ 🥀 ᚐᚐ ᚐ
آن شب اِما زير دست جیمین دراز کشیده بود جوری که انگار لیکا در حال خواب این است که اِما در حال ترک اوست
در واقع جیمین قصد ترک او را داشت
اِما با ناراحتی یک نیشش را روی سینهی او کشید تا راحت بخوابد
عبارت جیمین به آرامی نا**له کرد بعد از اینکه اِما علامتی که روی پوستش گذاشته بود را بو**سید به خوابی پر از رویا فرو رفت
ᚐ ᚐᚐ 🥀 ᚐᚐ ᚐ
دریکی از آنها، اتاق کار جیمین را از چشمان او میدید
هرمان با حالتی متفکر با کلیپ بوردی در دستش جلوی در ایستاده بود
صدای جیمین انگار که خودش نیز در اتاق وجود دارد در سرش زنگ زد
_ هیچ چاره ای نداره هرمان ما هیچ بچه ای نخواهیم داشت
همانطور که گفته بود هرمان میخواست فورا مقدمات به دنیا آمدن فرزندانشان را فراهم کند
٪؛اگه بچه های خونآشام داشته باشین اونا به امکانات ویژه ای نیاز پیدا میکنن به اندازه ی کافی زمان برای آماده سازیش پیدا نمیکنیم
انگار که از زمان عقب مانده باشد پریشان بود
جیمین فکر میکرد او از اِما بچههای باورنکردنی خواهند داشت....دخترهایی بسیار زیبا به زیبایی اِما و پسر بچه هایی شجاع و وحشی با خلق و خوی خودش شاید نالهی پر حسرتی کرد ولی فورا تصویر اِما در طبقهی بالا روی تختش در ذهنش شکل گرفت
چطور وقتی به او ملحق میشد از خوشی آه میکشید و چطور او را وسوسه میکرد که در خواب از گردنش خون بگیرد
اِما هرگز این را نمیدانست...چرا جیمین چنین کاری میکرد؟
افکارش را میشنید باید او را قویتر کنم
وقتی جیمین او را در خواب تماشا میکرد اغلب فکر میکرد قلب من خارج از سینم آسیب پذیره
اِما از خجالت لرزید
ضعف او دائما باعث نگرانی جیمین بود انگار که حتی نگران بود بیمار شود
جیمین بسیار قدرتمند بود و اِما برایش مسئولیت بود
لیکا به او نگفته بود که عاشقش است ولی قلبش با عشق برای او...برای اِمایش به درد آمده بود و اِما این را حس میکرد
جیمین هر چیزی را بخاطر او بیخیال میشد
میتوانست انتقامش را بیخیال شود؟
اگر اینکار را میکرد مثل پوسته ای دورش میماند
خوابش تغییر کرد
جیمین در جایی تاریک و کثیف بود که بوی گوگرد و دود میداد
حس میکرد که بدنش مشتی عذاب و خشم است
سعی کرد به دو خون آشام نگاه کند
با چشمان قرمز براقشان جلویش بودند ولی بسختی میتوانست از چشمان آسیب دیده اش آنها را ببیند
خون آشامی که سرش را کاملا اصلاح کرده بود ایووی بی رحم بود
مرد بلوند قد بلندی که اِما از نفرت جیمین میدانست که...دمیستریو است
بدن اِما از دیدن او منقبض شد
چرا انقدر برایش آشنا بنظر میرسید؟
چرا جوری که انگار در حال دیدن ماست به جیمین نگاه میکرد؟
سپس آتش آمد
در حالی که اِما بین درختان بود صورتش را برای گرمای ماه بالا برد
او و جیمین دو طرف آتش کوچکی که لیکا درست کرده بود تا جفتش را بیشتر گرم کند نشسته بودند
سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
اگر کریستف اوبلاک را گرفته بود پس میخواست تخت پادشاهی هلویتا را تصرف کند
احتمالش وجود داشت که کریستف بتواند دمیستریو را بخاطر این بکشد؟
یک چیزدیگر نیز وجود داشت.
اوبلاک در گذشته در اختیار آیووی بی رحم بود دومین فرمانده هورد
برای سالها دنبال هلویتا و تصرف تاج و تخت بود و ظاهرا از تصرف قلعه اش زنده مانده
او بدنبال هلویتا بود وقتی که قلعه اش را داشت ولی حالا که اوبلاک از او گرفته شده بود باید بخاطر هلویتا درد داشته باشد
میتوانست برای این بازی راه بیاندازد حتی با دانستن اینکه هورد هرگز رهبری را بدون خون سلطنتی نمیپذیرفت
سه قدرت غیر قابل پیشبینی
سه احتمال
جیمین میدانست که خون آشامهای آیوو در تمام دنیا بدنبال والکری ها هستند واضح است که به دنبال یک والکری خاص میگردند ولی ایوو اینکار را به دستور دمیستریو انجام میداد یا خودش به تنهایی عمل میکرد؟
کریستف حمله میکرد و بدنبال هدفی بود که برای هورد بسیار مهم هست؟
هرچند حدس و گمان هایی وجود داشت ولی کسی نمیدانست با اطمینان بگوید این شخص کیست
جیمین میترسید که بداند
یک یا حتی بیشتر از این گروه.ها بدنبال آخرين خون آشام زن میگشتند.
ᚐ ᚐᚐ 🥀 ᚐᚐ ᚐ
آن شب اِما زير دست جیمین دراز کشیده بود جوری که انگار لیکا در حال خواب این است که اِما در حال ترک اوست
در واقع جیمین قصد ترک او را داشت
اِما با ناراحتی یک نیشش را روی سینهی او کشید تا راحت بخوابد
عبارت جیمین به آرامی نا**له کرد بعد از اینکه اِما علامتی که روی پوستش گذاشته بود را بو**سید به خوابی پر از رویا فرو رفت
ᚐ ᚐᚐ 🥀 ᚐᚐ ᚐ
دریکی از آنها، اتاق کار جیمین را از چشمان او میدید
هرمان با حالتی متفکر با کلیپ بوردی در دستش جلوی در ایستاده بود
صدای جیمین انگار که خودش نیز در اتاق وجود دارد در سرش زنگ زد
_ هیچ چاره ای نداره هرمان ما هیچ بچه ای نخواهیم داشت
همانطور که گفته بود هرمان میخواست فورا مقدمات به دنیا آمدن فرزندانشان را فراهم کند
٪؛اگه بچه های خونآشام داشته باشین اونا به امکانات ویژه ای نیاز پیدا میکنن به اندازه ی کافی زمان برای آماده سازیش پیدا نمیکنیم
انگار که از زمان عقب مانده باشد پریشان بود
جیمین فکر میکرد او از اِما بچههای باورنکردنی خواهند داشت....دخترهایی بسیار زیبا به زیبایی اِما و پسر بچه هایی شجاع و وحشی با خلق و خوی خودش شاید نالهی پر حسرتی کرد ولی فورا تصویر اِما در طبقهی بالا روی تختش در ذهنش شکل گرفت
چطور وقتی به او ملحق میشد از خوشی آه میکشید و چطور او را وسوسه میکرد که در خواب از گردنش خون بگیرد
اِما هرگز این را نمیدانست...چرا جیمین چنین کاری میکرد؟
افکارش را میشنید باید او را قویتر کنم
وقتی جیمین او را در خواب تماشا میکرد اغلب فکر میکرد قلب من خارج از سینم آسیب پذیره
اِما از خجالت لرزید
ضعف او دائما باعث نگرانی جیمین بود انگار که حتی نگران بود بیمار شود
جیمین بسیار قدرتمند بود و اِما برایش مسئولیت بود
لیکا به او نگفته بود که عاشقش است ولی قلبش با عشق برای او...برای اِمایش به درد آمده بود و اِما این را حس میکرد
جیمین هر چیزی را بخاطر او بیخیال میشد
میتوانست انتقامش را بیخیال شود؟
اگر اینکار را میکرد مثل پوسته ای دورش میماند
خوابش تغییر کرد
جیمین در جایی تاریک و کثیف بود که بوی گوگرد و دود میداد
حس میکرد که بدنش مشتی عذاب و خشم است
سعی کرد به دو خون آشام نگاه کند
با چشمان قرمز براقشان جلویش بودند ولی بسختی میتوانست از چشمان آسیب دیده اش آنها را ببیند
خون آشامی که سرش را کاملا اصلاح کرده بود ایووی بی رحم بود
مرد بلوند قد بلندی که اِما از نفرت جیمین میدانست که...دمیستریو است
بدن اِما از دیدن او منقبض شد
چرا انقدر برایش آشنا بنظر میرسید؟
چرا جوری که انگار در حال دیدن ماست به جیمین نگاه میکرد؟
سپس آتش آمد
در حالی که اِما بین درختان بود صورتش را برای گرمای ماه بالا برد
او و جیمین دو طرف آتش کوچکی که لیکا درست کرده بود تا جفتش را بیشتر گرم کند نشسته بودند
سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
- ۱.۸k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط