Just in DREAMs
Just in DREAMs
۸
ـــکوکـــ
قلبم زیادی تند میزد.چرا؟چرا الان نمیتونستم هویتمو بهش بگم؟
اون خیلی کوچیک تر از تصورم بود.یعنی واکنش آرمیا وقتی اعلام بشه من با یه نیم وجبی تو رابطم چیه؟قطعا کلی پخش میشه که جئون جونگ کوک ۲۸ ساله با یه دختر ۱۴ ساله تو رابطس
چمیدونم
اهمیتی نداره
حتی اگه دیگه نتونم به شغلم ادامه بدم.
چشمش بعد از بر انداز کردنم به دست راستم خورد.بفرما
حالا چجوری جمعش کنم؟
ـــا.تـــ
چشمام به دستش خورد
امکان نداره
چشمامو باز و بسته کردم اما هنوزم دستاس تتو های جونگکوک رو داشت
+ب...بخشید.دستاتون...
-دستام؟چی؟
+تتو هاش...
-او اره.من فن بی تی اسم و تتو های جونگکوک از بی تی اسو زدم
+واقعا؟تو آرمی ای؟
-اره مگه ارمی بودن بده؟
+نه من خودمم ارمی ام
-جدی؟پس یادت باشه یه بار باهم بریم کنسرت
وسطای جملش که بود اسانسور طبقهی دوم که طبقه مورد نظر من بود ایستاد.اونم طبقهی بعدی یعنی طبقه سوم بود.کلا آپارتمان سه طبقه با یه پارکینگ داشت.
+خب به امید روزی که بریم کنسرت.فعلا
براش دست تکون دادم و اونم باهام خداحافظی کرد.زبان انگلیسیمو خاموش کردم و وارد خونه شدم
+سلام مامان
M: سلام.جعبه رو اووردی
جعبه رو دادم دستش و راهمو سمت اتاقم کج کردم
۸
ـــکوکـــ
قلبم زیادی تند میزد.چرا؟چرا الان نمیتونستم هویتمو بهش بگم؟
اون خیلی کوچیک تر از تصورم بود.یعنی واکنش آرمیا وقتی اعلام بشه من با یه نیم وجبی تو رابطم چیه؟قطعا کلی پخش میشه که جئون جونگ کوک ۲۸ ساله با یه دختر ۱۴ ساله تو رابطس
چمیدونم
اهمیتی نداره
حتی اگه دیگه نتونم به شغلم ادامه بدم.
چشمش بعد از بر انداز کردنم به دست راستم خورد.بفرما
حالا چجوری جمعش کنم؟
ـــا.تـــ
چشمام به دستش خورد
امکان نداره
چشمامو باز و بسته کردم اما هنوزم دستاس تتو های جونگکوک رو داشت
+ب...بخشید.دستاتون...
-دستام؟چی؟
+تتو هاش...
-او اره.من فن بی تی اسم و تتو های جونگکوک از بی تی اسو زدم
+واقعا؟تو آرمی ای؟
-اره مگه ارمی بودن بده؟
+نه من خودمم ارمی ام
-جدی؟پس یادت باشه یه بار باهم بریم کنسرت
وسطای جملش که بود اسانسور طبقهی دوم که طبقه مورد نظر من بود ایستاد.اونم طبقهی بعدی یعنی طبقه سوم بود.کلا آپارتمان سه طبقه با یه پارکینگ داشت.
+خب به امید روزی که بریم کنسرت.فعلا
براش دست تکون دادم و اونم باهام خداحافظی کرد.زبان انگلیسیمو خاموش کردم و وارد خونه شدم
+سلام مامان
M: سلام.جعبه رو اووردی
جعبه رو دادم دستش و راهمو سمت اتاقم کج کردم
- ۳۳۲
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط