{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم سرنوشت نفرین شده

پارت پنجم سرنوشت نفرین شده

روی نیمکت کلاس نشست اروم بود خودکارشو دستش گرفت و اروم نوکشو روی میز میکوبید..
زنگ هنر بود..
استاد با لبخند وارد کلاس شد ..
امروز ست صورتی زده بود .
امروز یه جورایی عجیب بود همه ی معلما و اکثر دانش اموزا رنگ صورتی تو پاچشون بود انگاری روزه پلنگ صورتیه اگه ست سبز میزدن قابل درک بود میگفتیم روز سیده ولی خب روز پلنگ صورتی..
استاد چین و چروکی به ابروش داد و اروم رو میز کوبید تا کلاس سکوت کنه..و بعد شروع به زر زدن کرد..
: « خب بچه ها امروز یه شاگرد جدید داریم..»
مینجه نگاهشو به در داد تا ببینه دیگه چه دانش اموز سمی ذذی دوست قراره بیاد.‌
دختری نسبتا بلند با موهای کوتاه چتری چشمای بادومی روشن و تیپ دارک مشکی وارد کلاس شد..
مینجه خنده تمسخر امیزی زد و اروم زمزمه کرد..
: « برای ببعیا صاحب اومده »
استاد با لبخند رو به دختر تازه وارد گفت که خودشو معرفی کنه..
سر تکون داد و بعد با صدای ملیح و نازکش جواب داد ..
: « سلام من توماسم .. »
و با یه لبخند حرفشو تموم کرد..
استاد و کل کلاس شروع به دست زدن کردن..
نگاهی به دخترک جدید کرد مینی نکشید نگاهشو برداشت و شروع به طراحی کرد..
استاد با حالتی اروم و لبخند گفت
: « یه جای خالی پیش مینجه هست بشین اونجا »
یعد رو به مینجه کرد و گفت
: « امیدوارم این یکی رو فراری ندی »
مینجه نیشخند زد کل کلاس پر شد از خنده..
دختر کنار مینجه نشست..
دستاشو تو هم قفل کرده بود و با انگشتاش بازی میکرد..
مینجه نیم نگاهی به دستاش کرد..
دختر دستشو از هم باز کرد کف دستشو رو میز گذاشت..
خودشو جمع کرد و اروم گفت..
: « میشه جزوه هایی که نبودم رو بهم بدی؟ »
مینجه بدون یک کلمه حرف دفتر کنار دستش رو با دست هول داد سمت توماس..
توماس با لبخند ی که چاله گونش مشخص شد به مینجه زل زد
: « مچکرم »
مینجه به نشانه ی تایید سر تکون داد..
و تا اخر زنگ هنر زیر چشمی به دختر تازه وارد نگاه میکرد..
دیدگاه ها (۴)

پارت شیشم سرنوشت نفرین شده..اروم سرشو روی میز گذاشت چشماشو ب...

بابت تاخیر عذر میخوام..پارت های بعدی رمان رو میزارم ..حمایت ...

پارت چهارم سرنوشت نفرین شدهدستاشو داخل جیب هودیش گذاشت و روی...

(پارت سوم سرنوشت نفرین شده)از کلای خارج شد به سمت سرویس بهدا...

استاد ریاضیات

استاد ریاضیات

★Older??? بعد از تموم شدن اولین کلاسش وسایل به هم ریخته ی رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط