{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(پارت سوم سرنوشت نفرین شده)

(پارت سوم سرنوشت نفرین شده)

از کلای خارج شد به سمت سرویس بهداشتی رفت موهاشو بهم ریخت...
دو مشت محکم به قلبش زد..
صورتش رو با اب خیس کرد به خودش تو ایینه زل زد جوری که انگار اوولین بار بود خودشو تو ایینه میبینه در ایینه متوجه اکیپ دخترونه ای که مسخره اش میکردن شد پشت سرش بودن..خیسی صورتش رو با دستاش خشک کرد ..
سلنا هم با هموون اکیپپ بود همون دختر رو مخ از نظر مینجه ..
دستاشو مشت کرد..
برگشت سمتشون اما با بی میلی خواست از در سرویس خارج شه..
دستی به مچ دستاش گره خورد و کشیدش سمت خودش با شدت زیاد و محکم به دیوار برخورد کرد چین و چروکی به صورتش داد..
ولی اخی نگفت..
دختری با عشوه ای چندش نزدیکش شد ..
چنگی به یقه ی هودی مینجه زد و کشیدش سمت خودش ..
یه بند انگشت فاصله داشتن تا لبشون به هم بخوره..
دختر عشوه ای به خودش داد و با لحن ببعی گوریلانه گفت..
: « اوه ددی دلم تنبیهاتو میخواد..»
کل سرویس پر شد از خنده..
مینجه نیشخند عمیقی زد..
به چشمای دختر خیره شد دست دختر رو از هودیش جدا کرد..
لبشو نزدیک گوش دختر کرد..
با صدای کلفت و گرفتش گفت ..
: « نظرت چیه بری زیر همون پسری که الان دم در مدرسه منتظر تعطیل شدنته؟ »
دختر ترسیده به چشمای مینجه زل زد و با لکنت گفت..
: « تو..تو..ا..از کجا »
دوباره نیشخند زد..
: « اونش مهم نیست »
دستاشو گذاشت رو شونه دختر..
: « من مثل ادمای دورت نیستم با جنده ها نمیخوابم »
نیشخندش محو شد و قیافه ترسناکی به خودش گرفت خمار دختر رو نگاه کرد و از کنارش رد شد..
نگاهی به چشمای سلنا کرد .. سلنا با تعجب پرسید..
: « مشکلی هست؟ »
مینجه کلافه خودشو خم کرد نزدیک سلنا شد و جواب داد ..
: « بکش کنار رو مخ »
سلنا سریع خودشو کنار کشید و مینجه از سرویس خارج شد..
دیدگاه ها (۲۵)

پارت چهارم سرنوشت نفرین شدهدستاشو داخل جیب هودیش گذاشت و روی...

پارت پنجم سرنوشت نفرین شده روی نیمکت کلاس نشست اروم بود خودک...

(پارت دو رمان سرنوشت نفرین شده)مینجه دست به سینه شد و به بیر...

(پارت اول رمان سرنوشت نفرین شده..)با کلافه گی موهاشو بهم ریخ...

★Older??? بعد از تموم شدن اولین کلاسش وسایل به هم ریخته ی رو...

تو اون دنیا می بینمت:) p9

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁷.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2کمی بعد، لوسیا با دوتا ماگِ قهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط