{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلِ بیچاره‌ و درمانده‌ی من

دلِ بیچاره‌ و درمانده‌ی من
زندگی بال تو را چید ولی
به تو خندید ولی
گونه‌ی سردِ تو را
جای لبخندِ لطیفانه‌یِ عشق،
بغض بوسید ولی
مطمعن باش که پرواز تو را می‌خواند
و قفس درد تو را می‌داند
مطمعن باش که یک روز قشنگ،،
می‌رسد تا که تو آواز کنان
خنده‌ای بر لب و شوقی در دل
عاشق و مست به یک دشت وسیع
که در آن باد به لبهای چمن می‌رقصد
وَ گل و بلبل آن نغمه‌ی خوش می‌خوانند
تو به پرواز آیی
دل بیچاره‌ی من
زندگی حق تو را خورد ولی
سیلِ غم صبرِ تو را برد ولی
گلِ لبخند به لبهای تو پژمرد ولی
مطمعن باش خدا می‌داند
غربت و درد تو را
مطمعن باش خدا می‌بوسد
گونه‌ی سرد تو را
می‌رسد تا که تو هم خنده کنی
درد را خسته و شرمنده کنی
گرچه شب تاریک است
صبر کن معجزه‌‌‌ات نزدیک است
دست در دست خدایت بسپار...
دیدگاه ها (۸)

یاد گمشده یی

بیا با لبـخند زندگی را برقصانیمـ ...دستـ روزگار را بگیریمـبز...

چندپارتی جیهوپ

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

چگونه زمانی که این‌گونه دلبری می‌کنی، جان سالم به در ببرم؟چگ...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط