حریم شخصی تو خانوادیه ما اصلا معنای ندار مثلا ی دفعه من خ

حریم شخصی تو خانوادیه ما اصلا معنای ندار مثلا ی دفعه من خونه ای عمم خواب بودم ساعت ۳:۳۶دقیق صب دوتا پسر عمومم اومدن بالاسرم ی سطل اب یخ ریختن روم (ازم فقط ۴سال بزرگترن)
ی دفعه دیگه هم خونه تنها بودم و هیچ کسی خونه نبود پسر دایم و پسر خالم ک کراشمم هست اومد بودن خونمون و تو اتاقم داشتن حرف میزدن منم حموم بودم صداشونو شنیدم ریدم فکر کردم جن یا دزد سری لباس پوشیدم اومدم بیرون میبینم دوتا اقا زاد رو تختم لم دادن ازشون پرسیدم چطوری اومدیم تو گفتن مامانم کلید داد بهشون😑😑
دیدگاه ها (۲۶)

رمان دَدیه خشن من پارت۴یونگی: مگ خودت بلد نیست ماری: من ی دخ...

۵ بک میدهhttps://wisgoon.com/sclie

اینم رنگ موهام اون عکس خوب رنگش ملوم نبود☺️

رمان آشفتگی پارت ۴۰ا. ت: منن میرم بخوابم یونگی: توک همین الا...

پارت ۷ فیک دور اما آشنا

#پارت-اخر#لینو..+بیا بشین اینجا&ریدم تو خودم بگو ببینم چی شد...

My lovely neighbor part : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط