{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#کپشن

#کپشن
میگفت؛
-رفته بودیم بیمارستان برای ملاقات ی دوستی..
ی پسری رو آوردن تو اتاق همین دوستمون،
تصادفی بود..
وقتی ب خودش اومد اسم ی دختر رو مُدام صدا میزد...
ازخانوادش پرسيديم؛
-کیو داره صدا میکنه؟
گفتن؛
-دوست دخترش بوده قبلا..
گفتیم؛
-خب بهش بگین بیاد!
گفتن؛
-بهش گفتیم اما خب خیلی وقته ازهم جدا شدن،فکر نمیکنیم ک بیاد..
ی کم گذشت و دیدیم ی دختری باعجله اومد سمت تخت پسره و اسمش رو صدا زد...
پسره چشماش رو بازکرد و جوری اسم دخترو صدا زد ک هرکی اونجابود اشکش دراومد :)
میخام بگم؛
-عاشق هم میشین، اینجوری عاشق بشین ک هنوز حواستون سرجاش نیومده عشقتون رو یادتون بیاد :)
یاوقتی اسم تصادف میشنوین همه قهرارو یادتون بره و خودتونو برسونین :)
#بی_مخاطب
#گوناگون
دیدگاه ها (۱)

نوشته بود؛همه‌ی چیزایی ک دوست‌داشتم رو از دست دادم!ط آخریش ب...

کاش قلبم درد نمیکرد. 29اسفندِ1401 11:33آخرین پست سال401

#کپشن - داشتیم تلفنی صحبت میکردیم؛یعنی من ساکت بودم ط صحبت م...

#کپشن تقصیر اونایی ک تا بارون میاد، ی آهنگ میذارن و فیلم میگ...

𝑝𝑎𝑟𝑡5اسم فیک:رویای سلطنتیدخترک مجبور بود در بغل پسرک بخوابه ...

رمان غریبه کوچولو

سناریو سوگیشیتابسم الله الرحمن الرحیم درست مثل بقیه سناریو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط