p5
p5
ویو جونگکوک:چشمم افتاد به سومین دیدم به ما نگا نمیکنه روشو گرفته اونور
جونگکوک:عزیزم چیزی شده؟
سومین:حواست رو بده به دخترت گم میشه
*بعد از چند دقیقه
میونگ:بابا بریم استخر توپ بازی
جونگکوک:باشه گلم بیا بریم
*بعد از اینکه میونگ رو ول کردم برگشتم به سومین نگاه کردم
سومین:به چیم نگا میکنی
جونگکوک:چرا اینجوری میکنی چیکار کردم؟؟
سومین:چیکار کردی؟؟تو اصلا از من نظر نمیخوای
اصلا انگار وجود خارجی ندارم*داشت میرفت
جونگکوک:*از دستش گرفت
داری کجا میری این وقت شب
سومین:دارم میرم تنها باشم
*دستش رو از دستش کشید
رفت
جونگکوک:سومین نرو صبر کن ما هم بیایم
سومین:*بی اهمیت به حرفاش ازش دور شد
جونگکوک:*نگاهش رو داد به میونگ
میونگ بابا عزیزم بیا بریم
میونگ:*به خاطر صدای زیاد بچه ها نمیشنید
جونگکوک:بابایی گلم*با صدای بلند
میونگ:....
ویو جونگکوک:هر چقدر صدا زدم میونگ رو نشنید مجبور شدم تا اخر منتظر بمونم بیاد
*بعد از چند دقیقه...
ویو جونگکوک:چشمم افتاد به سومین دیدم به ما نگا نمیکنه روشو گرفته اونور
جونگکوک:عزیزم چیزی شده؟
سومین:حواست رو بده به دخترت گم میشه
*بعد از چند دقیقه
میونگ:بابا بریم استخر توپ بازی
جونگکوک:باشه گلم بیا بریم
*بعد از اینکه میونگ رو ول کردم برگشتم به سومین نگاه کردم
سومین:به چیم نگا میکنی
جونگکوک:چرا اینجوری میکنی چیکار کردم؟؟
سومین:چیکار کردی؟؟تو اصلا از من نظر نمیخوای
اصلا انگار وجود خارجی ندارم*داشت میرفت
جونگکوک:*از دستش گرفت
داری کجا میری این وقت شب
سومین:دارم میرم تنها باشم
*دستش رو از دستش کشید
رفت
جونگکوک:سومین نرو صبر کن ما هم بیایم
سومین:*بی اهمیت به حرفاش ازش دور شد
جونگکوک:*نگاهش رو داد به میونگ
میونگ بابا عزیزم بیا بریم
میونگ:*به خاطر صدای زیاد بچه ها نمیشنید
جونگکوک:بابایی گلم*با صدای بلند
میونگ:....
ویو جونگکوک:هر چقدر صدا زدم میونگ رو نشنید مجبور شدم تا اخر منتظر بمونم بیاد
*بعد از چند دقیقه...
- ۲۲۸
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط