{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

THE NAME...

THE NAME...
دنیای ابی من
PART...
هشتم(۸)
💙✨...
صدای چان خواب رو از چشمام گرفت.
سونگمین از خواب بیدار شد و همه با دیدن لیدرشون انرژی هاشون برگشت.
چان اومد کنار سونگمین و چانگبین نشست.
انرژی توی رگا جریان پیدا کرد ولی سردی هوای اطراف کمی معذب کننده بود.
یه نگاهی به اعضا و بعد به من انداخت و گفت:
«خب،فکر کنم عضو نهممون حسابی توی روز اول محبوب شده باشه.»
متعجب نگاهش کردم متوجه منظورش نمیشدم.
حالت چشماش تغییر کرد.
«انگاری اصلا اکسپلورت رو چک نکردی نه؟»
موبایلم رو از توی کیفم دراوردم.
قبل از باز کردن اکسپلور نگاهی به اعضا انداختم که با نگاه های گرمشون بهم گفتن که انجامش بدم.
اکسپلورم رو باز کردم.
انگاری قبل از اینکه کمپانی بخواد اعلام کنه همه جا شایعه پخش شده.
هرچند که نمیشه اسمش رو شایعه گذاشت . چون دقیقا این خود حقیقته:
جئون جانگ می خواهر جئون جونگ کوک کاراموز شرکت جی وای پی عضو نهم اسکتری کیدز شده.
ولی چیزی که برای من مهم تر از شایعه بود کامنت هایی بود که براش گذاشته بودن.
_ وای چقدر خوشگله.
_من یه ارمیم و واقعا حق میدم جانگ می اینقدر ناز و کیوت باشه.
_من از امروز یه استی ام.
_ من تا الان بلینک بودم. ولی از الان هم استی و هم ارمیم...
با دیدن این کامنتا پروانه های دلم به پرواز در اومدن.
سرم رو که بالا اوردم یه جعبه کادو روی میز جلوم بود.
چانگبین به کادو اشاره کرد و گفت ‌:
«برش دار ، برای تو امادش کردیم»
برای لحظه ای حس کردم که میتونم این هشت نفر رو با اغوشی باز به دنیای ابی خودم ببرم.
جعبه مشکی و با ربان های طلایی بود .
در جعبه رو کنار گذاشتم.
نامه ای که روش بزرگ نوشته شده بود (برای عضو نهم SKZ) برداشتم .
قلبم حسابی اکلیلی شده تمام پسرا بهم خوشامد گفته بودن و به نحوی دلم رو بدست اوردن.
نامه رو روی میز گذاشتم و چیزی که ته جعبه بود رو دراوردم.
یه میکروفون مشکی با نماد گروه روش .
بغض گلوم رو گرفته بود.
شاید چون اولین باری بود که احساس عضو یه گروه بودن رو حس میکردم .
شایدم چون اولین باری بود که کسی بعد از جونگکوک بهم اینطوری اهمیت داده بود.
از جام بلند شدم و نگاهی بهشون انداختم.
نمیدونستم چطور باید ازشون تشکر کنم.
میتونستم محبت رو از توی چشماشون ببینم .
بغض لعنتیم رو قورت دادم و محکم حرفم رو زدم:
«از همگی واقعا ممنونم. قول میدم هرجور که شده لطفتون رو جبران کنم . ممنونم که من و به عنوان عضو نهم قبول کردین»
تعظيم کردم .
همه پسرا دورم جمع شدن و دوباره بهم خوشامد گفتن.
بعد از چند دقیفه همه نشستیم و شروع کردیم به حرف زدن که لینو گفت:
«جانگ می حالا که میبینم توی همین چند دقیقه معلومه شناخت کاملی روی ما داری ، و من شخصا خیلی دوست دارم بیشتر راجبت بدونم.»
گونه هام سرخ شدن.
«اممم...خب حقیقتش من از زمانی که دبیو کردین همیشه کاراتون رو دنبال میکردم .»
یکم مکث کردم و بعد ادامه دادم:
«در مورد خودمم ... خب 21سالمه از 14 سالگیم کاراموز بودم ولی کمپانی هربار که ازمون رو قبول میشدم وقتی میگفتم میخوام سولو کار کنم یه سال دیگه کاراموزی برام مینوشت.و خب یه دلیلی که توی این کمپانی موندم به خاطر برادرم بود. میتونستم توی هایب ادیشن بدم ولی همه توی اون کمپانی من و میشناسن و اگه به جایی میرسیدم همه میگفتن داداشم برام پارتی بازی کرده. پس راه سخت رو انتخاب کردم.
با جی دراگون و نامجون و وودز تو دوره کاراموزیم فیت دادم . به شدت برونگرام هم منطقی میتونم باشم هم احساسی . به میوه ها و خوردنی هایی که طبعشون گرمه حساسیت دارم و رنگ موردعلاقم بنفش و مشکی و طلاییه و .... دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه که نگفته باشم😁»
و بعد همه به طرف اسانسور رفتیم.
💙✨...
#دنیای_ابی_من
@w.h.s.scenario.2025
دیدگاه ها (۰)

THE NAME...دنیای ابی منPART...نهم(۹)💙✨... ویو راوی:توی مدتی ...

THE NAME...دنیای ابی منPART...یازدهم(11)💙✨... شاید از زمانی ...

THE NAME...دنیای ابی منPART...هفتم(۷)💙✨... پس چشمام رو میبند...

THE NAME...دنیای ابی منPART...ششم(۶)💙✨... ویو جانگ می :ضربات...

کوک : نامی ول کن کمپانی نمیتونه هیچ غلطی کنه نامی : امیدوارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط