ازداوجاجباری
#ازداوج_اجباری
"برای بو/سه ی اول آماده این؟؟"
پارت ۱۴
ویو یونگی::
صبح زود بیدار شدم
لیلی تو بغل/م بود
فک کنم دیشب گریه کرده بود چون آستین پیراهنم نمدار بود
خواستم بیدارش کنم اما دلم نیومد
یواشکی از بغلم درش آوردم و رفتم پایین تا صبحونه رو آماده کنم
ویو لیلی::
صبح با نوازش نور خورشید بیدار شدم
رفتم دستشویی و عملیات رو انجام دادم و مسواک و صورتمم شستم و رفتم پایین .
_صحبت بخیر فسقلی
+صبح بخیر
دیدم که شوهری چه کرده
+وای چقد غذاهای خوشمزه
_اهم همشون برا فسقلیم درست کردم
ذوق کردم نمیدونم چرا
+امروز میری شرکت
_اره امروز باید برم
+ام باشه
خب از تنها بودن میترسیدم
+ام میگم که میشه منم بزاری پیش جونگ کوک ؟؟
_باشه پس صبحونتو بخور و برو آماده شو که بریم
زود زود صبحونمو خوردم و رفتم بالا تا آماده شم
یه تیشرتو و یه شلوار بگ ذغالی پوشیدم
موهامو شونه کردمو بازشون گذاشتم
چون اونموقع خوشگل تر میشد
یه آرایش ملایم کردمو و یه عطر زدم و رفتم پایین
_برا کی انقد خوشگل کردی؟؟
+خب برا خودمو...
حرفمو با کارش قطع کردم
بغلم کرد
+چیزی شده یونگی
من نمیرم که اونجا بمونم
میرمو برمیگردم
یعنی انقد زود دلتنگم میشی
_خب ام اره
+امخوب باشه
هر کی زودتر برسه به ماشین برندس و جایزه داره
_ام خوب خانوم چه جایزه ای داره
+خودت بگو
_یه بو/س
وقتی اون حرفی گفت تعجب کردم
بو/س؟؟؟
+ام خب
باشه
نمیدونم چرا قبول کردم ولی خب
دویدم تا ماشین ولی خب
سرعت اون کجا و سرعت من کجا
_خب یه نفر اینجا باخته
نزدیکم شد
روم خی/مه زد
_خب آماده ای؟؟
نزدیک تر شد
چشمامو بستم
به ب/وس وسط ل/ب/ام کاشت
از کارش تعجب کردم
فک کردم میخواد از لپ/م ب/وس کنه ولی...
چن دقیقه ای توی اون حال موندمو رفتم و نشستم تو ماشین
_خب بریم ؟؟
+اره
چند دقیقه بعد.
بعد چند دقیقه رسیدیم
با ذوق از ماشین پیاده شدمو رفتم آیفونو زدم
=سلامممم به خواهر کوچولوی خودم
+حالا خیلی کوچولو نیستم که فقط چند سال ازم بزرگتری
=خب حالا بیا بالا
یونگی هم باهام اومد
رفتم بالا و جونگ کوک در رو باز کرد.
پریدم بغ/لش و یه ما/چ از ل/پش کردم
ویو یونگی ::
بلافاصله بعد اینکه جونگ کوک در رو باز کرد
لیلی پرید بغل/ش و ب/وس/ش کرد
کاش منم همینطوری بغ/لم میکرد
_خب دیگه من میرم
=عه یونگی میومدی داخل دیگه .
_نه دیگه باید برم دیرم میشه
+باشه خدافظ
_خدافظ
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#استری_کیدز
#بیبی_مانستر
#کیپاپ
#رمان
#یونگی
#لیسا
"برای بو/سه ی اول آماده این؟؟"
پارت ۱۴
ویو یونگی::
صبح زود بیدار شدم
لیلی تو بغل/م بود
فک کنم دیشب گریه کرده بود چون آستین پیراهنم نمدار بود
خواستم بیدارش کنم اما دلم نیومد
یواشکی از بغلم درش آوردم و رفتم پایین تا صبحونه رو آماده کنم
ویو لیلی::
صبح با نوازش نور خورشید بیدار شدم
رفتم دستشویی و عملیات رو انجام دادم و مسواک و صورتمم شستم و رفتم پایین .
_صحبت بخیر فسقلی
+صبح بخیر
دیدم که شوهری چه کرده
+وای چقد غذاهای خوشمزه
_اهم همشون برا فسقلیم درست کردم
ذوق کردم نمیدونم چرا
+امروز میری شرکت
_اره امروز باید برم
+ام باشه
خب از تنها بودن میترسیدم
+ام میگم که میشه منم بزاری پیش جونگ کوک ؟؟
_باشه پس صبحونتو بخور و برو آماده شو که بریم
زود زود صبحونمو خوردم و رفتم بالا تا آماده شم
یه تیشرتو و یه شلوار بگ ذغالی پوشیدم
موهامو شونه کردمو بازشون گذاشتم
چون اونموقع خوشگل تر میشد
یه آرایش ملایم کردمو و یه عطر زدم و رفتم پایین
_برا کی انقد خوشگل کردی؟؟
+خب برا خودمو...
حرفمو با کارش قطع کردم
بغلم کرد
+چیزی شده یونگی
من نمیرم که اونجا بمونم
میرمو برمیگردم
یعنی انقد زود دلتنگم میشی
_خب ام اره
+امخوب باشه
هر کی زودتر برسه به ماشین برندس و جایزه داره
_ام خوب خانوم چه جایزه ای داره
+خودت بگو
_یه بو/س
وقتی اون حرفی گفت تعجب کردم
بو/س؟؟؟
+ام خب
باشه
نمیدونم چرا قبول کردم ولی خب
دویدم تا ماشین ولی خب
سرعت اون کجا و سرعت من کجا
_خب یه نفر اینجا باخته
نزدیکم شد
روم خی/مه زد
_خب آماده ای؟؟
نزدیک تر شد
چشمامو بستم
به ب/وس وسط ل/ب/ام کاشت
از کارش تعجب کردم
فک کردم میخواد از لپ/م ب/وس کنه ولی...
چن دقیقه ای توی اون حال موندمو رفتم و نشستم تو ماشین
_خب بریم ؟؟
+اره
چند دقیقه بعد.
بعد چند دقیقه رسیدیم
با ذوق از ماشین پیاده شدمو رفتم آیفونو زدم
=سلامممم به خواهر کوچولوی خودم
+حالا خیلی کوچولو نیستم که فقط چند سال ازم بزرگتری
=خب حالا بیا بالا
یونگی هم باهام اومد
رفتم بالا و جونگ کوک در رو باز کرد.
پریدم بغ/لش و یه ما/چ از ل/پش کردم
ویو یونگی ::
بلافاصله بعد اینکه جونگ کوک در رو باز کرد
لیلی پرید بغل/ش و ب/وس/ش کرد
کاش منم همینطوری بغ/لم میکرد
_خب دیگه من میرم
=عه یونگی میومدی داخل دیگه .
_نه دیگه باید برم دیرم میشه
+باشه خدافظ
_خدافظ
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#استری_کیدز
#بیبی_مانستر
#کیپاپ
#رمان
#یونگی
#لیسا
- ۶.۴k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط