پارت
پارت ۵
آنا:رفتم به دفتر مدیر به مدیر سلام کردم و به معلم های دیگه هم همینطور یه مرد بهم سلام کرد و گفت سلام آنا من معلم ریاضیت هستم
بیا تا باهم دیگه وارد کلاس بشیم و معرفیت کنم
آنا: با معلم وارد کلاس شدیم
معلم ریاضی: بچها ایشون هم کلاسی جدیدتون هستش خودت رو معرفی کن
آنا: سلام اسم من آنا هستش
معلم ریاضی: آنا برو اونجا بشین
آنا: ای وایییی خاک تو سرم دقیقا بغل دست جونگ کوک بود
جونگ کوک: معلم گفت که کنار من بشینه یه نیشخند زدم
آنا: رفتم نشستم ولی یه چیزی عجیب بود جونگ کوک باهم بد رفتاری نمیکرد
جونگ کوک : دلم نمیخواست باهاش بد رفتاری کنم پس هیچ کاری نکردم
آنا: مدرسه تموم شد و داشتم به خونه برمیگشتم تو این فکر بودم که چرا جونگ کوک با دختر های دیگه انقدر بد رفتار میکنه ولی چرا با من انقدر خوب رفتار میکنه که....
آنا:رفتم به دفتر مدیر به مدیر سلام کردم و به معلم های دیگه هم همینطور یه مرد بهم سلام کرد و گفت سلام آنا من معلم ریاضیت هستم
بیا تا باهم دیگه وارد کلاس بشیم و معرفیت کنم
آنا: با معلم وارد کلاس شدیم
معلم ریاضی: بچها ایشون هم کلاسی جدیدتون هستش خودت رو معرفی کن
آنا: سلام اسم من آنا هستش
معلم ریاضی: آنا برو اونجا بشین
آنا: ای وایییی خاک تو سرم دقیقا بغل دست جونگ کوک بود
جونگ کوک: معلم گفت که کنار من بشینه یه نیشخند زدم
آنا: رفتم نشستم ولی یه چیزی عجیب بود جونگ کوک باهم بد رفتاری نمیکرد
جونگ کوک : دلم نمیخواست باهاش بد رفتاری کنم پس هیچ کاری نکردم
آنا: مدرسه تموم شد و داشتم به خونه برمیگشتم تو این فکر بودم که چرا جونگ کوک با دختر های دیگه انقدر بد رفتار میکنه ولی چرا با من انقدر خوب رفتار میکنه که....
- ۸.۵k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط