{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم انسان درستی بودی یا غلط ؛

نمیدانم انسان درستی بودی یا غلط ؛
اما یقین دارم که تورا ، در زمان و دنیای اشتباهی ملاقات کردم . نمیدانم این بار ، چه بر سر قلبم خواهد آمد یا حتی نمیدانم ، چه در انتظار من و تو ، یا شاید هم ' ما ' خواهد بود ؟
نمیدانم این درد و غم بی پایان را این بار بر روی کدامین دوشم قرار دهم .
نمیدانم .
هیچ نمیدانم . حتی تورا .
من باید تمامش کنم .
نباید اینطور میبود اما تو بسیار زیبایی ؛
و گاه با خود می اندیشم ، چه کسی می‌تواند از تو دست بکشد ؟
قطعا من نمیتوانم .
و بگذار ' کاش هایم ' را لابه لای دفتر ِ نقاشی جا بگذارم .
کاش به جای این‌همه رنج که تمام وجودم را در آغوش کشیده ، تو بودی .
کاش صدای خنده های تورا ، به جای تمام این هیاهوی ذهنم میشنیدم .
ای کاش جسمم اینجا را ترك میکرد تا روحم تا ابد در آغوشت زندگی کند ؛
که هیچ لحظه ای برای من ،
زیباتر از آغوش کشیده شدن توسط تو نبود .
تو احساس مرا میدانی ،
پس لطفا این بار همانند گذشته زخمی ام نکن .
دیدگاه ها (۰)

ریواچ کنیم؟

هیچوقت شبیه اونایی که بهت آسیب زدن نشو

به قول خود جان بلوتوث جان شده

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

My professor Chapter:2Part:1«نور... نقطه ی پایان جادهای ناشن...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط