{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمی بر سینهام نشسته آنچنان سنگین است که نای ندارم کوچک

غمی بر سینه‌ام نشسته ، آنچنان سنگین است که نای ندارم کوچک صدایی بهر کمک از خود بلند کنم..
درد دارد ؛ احساس میکنم قلبم درد میکند.
دیدگاه ها (۰)

نمیدانم که چه بلایی بر سرم آمده است . نمیتوانم خود را از این...

هیچگاه اینقَدَر صریح به زبان نیاورده بوده‌ام اما ؛ همیشه در ...

گاهی اوقات که به چَشمانت خیره میشوم ، احساس میکنم حسی به توه...

اما عزیزکرده . روز هایت را صرف مزاحمت از برای من کن ؛ تمام و...

"بازگشت بی نام "

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط