{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی اوقات که به چَشمانت خیره میشوم ، احساس میکنم حسی به

گاهی اوقات که به چَشمانت خیره میشوم ، احساس میکنم حسی به توهم عشق و به قدرت نفرت در مردمک هایَت شعله میکشد..
و نمیدانم که چه باید کرد ، باید دست از سرت بردارم و بُگذارم به زندگی‌ات ادامه دهی ، یا در کنارت بمانم و بخشی از زندگی‌ات شوَم... دردانه ، تو هیچگاه نفهمیدی که چقدر تلاش میکنم تا که به تو بفهمانم متن هایَم از برای تو است ؛ میدانی عزیزکرده ؟ در زندگی که نه اما در کتاب‌هایَم نام تو سر خط تمامی جملاتم است.. آری قربانت شوَم.. آری
از آن روزی که آثار وجودت در زندگی‌ام پدیدار شد من تورا تمام زندگی خویش کردم.. و ندانستم باید در کنار کسی که تکه‌ای از روزمره هایَش هستم بمانم یا که نه....
دیدگاه ها (۰)

غمی بر سینه‌ام نشسته ، آنچنان سنگین است که نای ندارم کوچک صد...

نمیدانم که چه بلایی بر سرم آمده است . نمیتوانم خود را از این...

اما عزیزکرده . روز هایت را صرف مزاحمت از برای من کن ؛ تمام و...

باشد که پس از این شب دِگر چشم باز نکنم

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط