{ماه خونی}
پارت:۹
اون پدر ات بود همونی که تو سن ۱۰ سالگی ولش کرد
همونی که بهش لقب هرزه داده بود
(علامت پدر ات&)
پدر ات اومد سمت ات و از موهاش گرفتش
و پرتش کرد زمین
&هی هرزه فرار کردی نه؟
+بابایییی
که کوک با سرعت اومد سمت ات و بلندش کرد
_چی شد دخترکم؟
+او.... هق اون زدم
&هی پسر تو کی هستی؟دوست پسرشی؟
_من به سرپرستی گرفتمش
&هه تو که بچه ای
که کوک با مشت زد تو دهنش
_داشتی زیاد زر می زدی
+بابایی بریم ترو خدا
_بریم دخترکم
و رفتن سمت خونه و تو راه شیرموز خوردن
اون شب کوک........
-------------------
ببخشید دیرشد بیرون بودم😑
فردا بازم پارت دارین
اون پدر ات بود همونی که تو سن ۱۰ سالگی ولش کرد
همونی که بهش لقب هرزه داده بود
(علامت پدر ات&)
پدر ات اومد سمت ات و از موهاش گرفتش
و پرتش کرد زمین
&هی هرزه فرار کردی نه؟
+بابایییی
که کوک با سرعت اومد سمت ات و بلندش کرد
_چی شد دخترکم؟
+او.... هق اون زدم
&هی پسر تو کی هستی؟دوست پسرشی؟
_من به سرپرستی گرفتمش
&هه تو که بچه ای
که کوک با مشت زد تو دهنش
_داشتی زیاد زر می زدی
+بابایی بریم ترو خدا
_بریم دخترکم
و رفتن سمت خونه و تو راه شیرموز خوردن
اون شب کوک........
-------------------
ببخشید دیرشد بیرون بودم😑
فردا بازم پارت دارین
- ۶۴۹
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط