{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Investing with family | سرمایه گزاری با خانواده

Investing with family | سرمایه گزاری با خانواده
Part eight

۱۷ ژوئن ، خانه یانگ شی وول

امروز روز قرائت وصیت نامه ست.
منتظرش بودم. همه بودیم.
اما اونقدر کار های زیادی دارم هرچند میدونم اگه دیر برسم به دست اون سو به قتل میرسم.
امروز باید با شرکت هانول گروپ ملاقات کنم ؛ شرکت مشاوره مالی و مدیریت دارایی.
از قرار معلوم ایده های خوبی دارن.
آرام دستم رو روی دستگیره در میزارم و در را باز میکنم.
کلمات خیلی مبهم به گوشم میرسند. به سمت سالن پذیرایی میرم.
همه پشت میز نشسته‌اند ، وکیل چو ایستاده و برگه هایی را مرتب میکند.
تعظیم کوتاهی میکنم ، قدم های بلندی برمیدارم و کنار اون سو میشینم.
اون سو کنار گوشم آهسته حرف میزند.
_زمان بندیت بهتر شده داداش بزرگه.
_ خیلی دلم میخواست دیر برسم و کارهام رو انجام بدم اما همونطور که خودت گفتی من برنامه ریزی دقیقی دارم.
چشم غره ای حواله ام میکند.
_ مطمئنم پدربزرگ همه‌ی ما رو بازی میده.
وکیل چو گلویش را صاف میکند.
و شروع میکند.

_______

دفتر یانگ شی وول

«اینجا هیچکس نمیتونه محکومت کنه که با چه روشی بازی میکنی ، خودت انتخاب میکنی. خارج از چارچوب فکر کن جونگین. »
پدربزرگ وزیرش را حرکت میدهد؛
و کیش و مات.

____

برای هوجین ۲۷ هکتار زمین ، دایی سانگ یی ۷ درصد از سهام ، اون سو ۴۲ میلیون وون ،
مادرم هه سان ۴ درصد از سهام ، دایی کریستوفر ۷ درصد از سهام ، سونگمین ۲ درصد از سهام ،
مادربزرگ جین هه ۱۵ درصد سهام.
و برای من.. دفتر کار یانگ شی وول.
بقیه سهام هم به بهزیستی ها و خیریه ها میرسه. هیچی مربوط به مدیر عامل بعدی گفته نشده.
خورشید درحال غروبه و سایه های نارنجی رنگش از بین پرده توی اتاق می افتد.
قفسه های اتاق پر شده از کتاب های بزرگ و کوچک.
گاهی باد خنک به صورتم میخورد.
نمیدونم. واقعا نمیدونم.
این اتاق.. چی داره؟
پشت میز نشستم و توی افکارم غرق شدم.
همه‌ی خاطراتم رو مرور کردم.
دستم رو روی میز چوبی میکشم. بافتش زیر انگشتانم حس عجیبی داره.
یه قاب عکس روی میز عه. قاب عکس خانوادگی ما.
همه توی عکس هستیم.
به چهره پدربزرگ نگاه میکنم و دوباره میفهمم که نمیتونم این چشم ها رو بخونم.
دیدگاه ها (۸)

⚖وکیل من⚖ پارت ۲ — اولین سرنخ چند ساعت بعدجنی در خانه نشسته ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "44""ویو پارک آنجلینا"صبح ...

the missing link part²⁰سوهی بدون هیچ حرفی دنبال خانم سو به ر...

مومو بقیه میرن بالا پشت بوم و میزوکی رو میزارن یه گوشه هیراگ...

#pain#P¹⁰⁹#Season²برای تهیونگ سوال شد که چرا صورتش رو نکشیده...

اسم رمان : اشرافی های عجیب تعداد‌ پارت: ۱۰۰ تا به بالا نویسن...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁷ویو: اتصدای شلیک هنوز توی گوشم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط